بِكَ ، الهى قَدْ جَلَسَ الْمُسيِىْءُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُقِرّاً لَكَ
به تو ، خدايا نشسته است بندهء بدكردار در پيشگاهت در حالى كه اقرار
بِسُوءِ عَمَلِهِ ، وَراجِياً مِنْكَ الصَّفْحَ عَنْ زَلَلِهِ ، الهى قَدْ
به كردار بد خود دارد و از تو اميد دارد چشم از لغزشش بپوشى ، خدايا به حقيقت بلند كرده بدرگاهت بندهء
رَفَعَ الَيْكَ الظَّالِمُ كَفَّيْهِ راجِياً لِما لَدَيْكَ ، فَلا تُخَيِّبْهُ
ستمكار هر دو كف خود را به اميد آنچه در پيش تو است پس نوميدش مكن
بِرَحْمَتِكَ مِنْ فَضْلِكَ ، الهى قَدْ جَثَا الْعآئِدُ الَى
به رحمت خود از فضلى كه دارى ، خدايا زانو زده است بندهاى بازگشت كننده بسوى
الْمَعاصى بَيْنَ يَدَيْكَ خآئِفاً مِنْ يَوْمٍ تَجْثُو فيهِ الْخَلآئِقُ
گناهان در نزد تو ، ترسان از آن روزى كه به زانو در آيند خلايق
بَيْنَ يَدَيْكَ ، الهى جآءَكَ الْعَبْدُ الْخاطِئُ فَزِعاً مُشْفِقاً ،
در پيشگاهت ، خدايا بدرگاهت آمده بندهاى خطاكار در حال هراس ، و نگرانى
وَرَفَعَ الَيْكَ طَرْفَهُ حَذِراً راجِياً ، وَفاضَتْ عَبْرَتُهُ
و دوخته بسويت چشم خود را ترسان و اميدوار ، و ريزان گشته اشكَش
مُسْتَغْفِراً نادِماً ، وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ ما ارَدْتُ بِمَعْصِيَتى
در حال آمرزش خواهى و پشيمانى ، سوگند به عزت و شوكتت كه من از نافرمانى كردن تو
مُخالَفَتَكَ ، وَما عَصَيْتُكَ اذْ عَصَيْتُكَ وَا نَا بِكَ جاهِلٌ ،
قصد مخالفت تو را نداشتم و چنان نبود كه نافرمانيت كنم و در حال نافرمانى به مقام تو جاهل باشم
وَلا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ ، وَلا لِنَظَرِكَ مُسْتَخِفٌّ ، وَلكِنْ
و نه بخاطر اينكه خود را در معرض كيفرت قرار دهم ، و نه اينكه نظر خشم تو را سبك شمارم ، بلكه
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: مركز تحقيقات حج
ص١٨٦