معده . علاجش اطريفل صغير و قرص گل ؛ و از سردى بىمادّه « 1 » مىباشد . علامتش ضعف هضم و بطئ و نزول طعام از معده و تغيير آن به ترشى و نرمى طبيعت و بادناكى شكم و بسيارى شهوت طعام . علاجش جوارشات حارّه ؛ و از سردى و ترى ساده مىباشد . علامتش مركّب از علامات سردى و ترى منفرد با سفيدى رنگ و سستى گوشت بدن . علاجش چيزهاى گرم و خشك .
فصل دويم : در درد معده
از سوء مزاج مىباشد . علاجش تبديل ؛ و از اجتماع اخلاط ردّيّه مىباشد . علاجش تنقيه ؛ و از ورم مىباشد . علاجش « 2 » هم در اين باب بيايد ؛ و از بادها مىباشد . علاجش تكميد به جاورس « 3 » و سبوس و نمك و خوردن جوارش كمّونى « 4 » و امثال آن ؛ و از ضعف مىباشد . علامتش تهيّج درد بعد از تناول طعام و تسكين نايافتن الّا به قىّ تمام . علاجش تقويت معده .
فصل سيم : در فساد شهوت
اين آرزوى « 5 » خوردن گل و امثال آن بود و سبب آن اجتماع اخلاط ردّيّه است در معده ، پس طبيعت مايل مىشود « 6 » به چيزى كه ضدّ آن باشد و گاه باشد كه آرزوى آن براى دفع و طلب ضدّ آن « 7 » نباشد ، بلكه طلب آن خلط ردّيّه « 8 » است مشابه و مشاكل خود را و فرق ميان
هامش
( 1 ) . س : - بىمادّه .
( 2 ) . ل : - تنقيه و از ورم مىباشد علاجش .
( 3 ) . جاورس : همان گاورس است و معرّب آن ( لغتنامه ) ؛ و به رومى او را « كنخرس » گويند و به عربى « دخن » گويند .
( صيدنه ، ص 199 ) جاورس سه نوع است : يك نوع را دخن گويند و به پارسى ارزن و به شيرازى الم و يك نوع را جاورس هندى و آن كاورس است كه به شيرازى گال خوانند . ( اختيارات ، ص 91 و 163 ) .
( 4 ) . جوارش كمّونى : جوارش ( گوارش ) و معجونى است كه اصل و عمدهء اخلاطش كمّون ، يعنى زيره باشد .
( الابنيه ، ح ص 42 ) .
( 5 ) . ل : - آرزوى .
( 6 ) . ش ، ل : مىباشد .
( 7 ) . ش ، ل : - آن .
( 8 ) . س ، ش : روى .