و طباشير و گشنيز و سيب و نيلوفر و كافور « 1 » رياحى ؛ و ادويهء قلبيهء معتدل : گاو زبان ، زر ، فيروزه « 2 » ، ياقوت « 3 » ، مركّبات مفرّحات ياقوتى سرد و معتدل و گرم و دواء المسك .
فصل نهم : در غشى
معطّل شدن قوّت حس و حركت است به واسطهء ضعف دل و سبب آن چيزى بود موذى كه به دل رسد ، چنانچه در نوبتهاى بعضى تبها و از گزيدن هوام زهرناك و از خوردن زهرها و از وصول بخارات رديّهء بدنيّه ، چنانچه در اختناق رحم ، يا خارجيّه « 4 » چنانچه نتن جيف « 5 » و امثال آن مىباشد ؛ يا از سوء مزاج ساده يا مادّى يا قلّت روح و رقّت آن . علاجش در آن وقت رشّ آب سرد به روى افشاندن و بوىهاى موافق و خوش چون گل و گلاب به كار داشتن و دست و پاى ماليدن و حركت دادن و در وقت تسكين و با هوش آمدن سبب معلوم بايد كرد و در دفع آن اجتهاد كردن « 6 » ؛ « لأنّ الغشى إذا افرط أوجب الموت » .
هامش
- المرجان است و آن سه نوع است : سياه و سفيد و سرخ . بهترين آن سرخ بود و باريك و به پارسى آن را خرهك گويند . ( اختيارات ، ص 65 ) .
( 1 ) . س : + و .
( 2 ) . فيروزه : يا پيروزه و فيروزج ، يكى از سنگهاى آذرين معروف . مرغوبترين نوع فيروزه داراى رنگ آبى آسمانى و مخصوص ايران است و در محلى موسوم به معدن در نزديكى نيشابور وجود دارد . ( فرهنگ فارسى ) .
( 3 ) . ياقوت : از خواص ياقوت آن است كه اگر كسى آن را با خود دارد از طاعون ايمن باشد ، و اگر در دهان نهند قوت دل دهد و غم و اندوه ببرد و تشنگى بنشاند و در دهان چون زمانى بماند سرد شود به خلاف ديگر جواهر ، نيز هركه او را با خود دارد در چشم مردم با شكوه باشد ، و در معجونها قوت بسيار مىدهد و خون صافى كند تا حدى كه گويند اگر بر مرده نهند خون او دير فسرده گردد . ( نفايس الفنون ، ص 326 ) .
( 4 ) . س : - چنانچه در اختناق . . . خارجيّه .
( 5 ) . ل ، ف : فتن حيف ؛ نتن جيف : گنديدگى مردار را گويند . ( ر ك : لغتنامه ) .
( 6 ) . ش ، ل : نمودن .