داروى خشك كه خون از جراحتها باز بندد : گلنار ، خون سياوشان ، شادانه شسته ، ماز :
هريك راستار است ؛ كوفته و بيخته ، بياميزند « 1 » .
دارويى كه جنبيدن دندانها را سود دارد « 2 » : ورق گلنار « 3 » سرخ ، گزمازه ، زاگ يمانى « 4 » ، تراشهء صندل ، پوست هليلهء زرد ، گشنيز خشك ، زردچوبه : از هريك « 5 » راستار است كوفته و بيخته « 6 » ، بياميزد .
سنونى كه درد دندان را كه سبب ، سردى مزاج باشد سود دارد « 7 » : عاقرقرحا ، زنجبيل ، مويزج ، كوفته و بيخته ، با يكديگر بياميزند و در « 8 » دندان گيرند .
دارويى كه بوى بغل را « 9 » بازدارد : زاج يمانى : 2 « 10 » / مر : 3 « 11 » / ورق گل : 6 « 12 » / مرداسنگ : 6 « 13 » ؛ كوفته و بيخته ، با يكديگر بياميزند و بغل را به اشنان بشويند و اين سنون را استعمال كنند « 14 » . و اللّه اعلم « 15 » .
باب شانزدهم : در سعوطات « 16 » و غرغره « 17 » ها
سعوطى كه خداوند لقوه را « 18 » و فالج را سود دارد : پودنهء كوهى ، كندس ، قنطوريون باريك « 19 » : از هريك راستار است كوفته و بيخته « 20 » ، با يكديگر بياميزند و ببويند .
هامش
( 1 ) . م : - سنونى . . . بياميزند .
( 2 ) . م : دارويى كه از جراحتها خون بازبندد ، گلنار .
( 3 ) . م : گل .
( 4 ) . زاگ يمانى : زاج سفيد .
( 5 ) . م : يكى .
( 6 ) . م : با يكديگر .
( 7 ) . م : دارويى كه جنبيدن دندان را سود دارد ، فلفل .
( 8 ) . م : بر .
( 9 ) . م : - را .
( 10 ) . م : دو درم .
( 11 ) . م : سه درم .
( 12 ) . م : شش درم .
( 13 ) . م : شش درم .
( 14 ) . ل : - و اين سنون را استعمال كنند .
( 15 ) . م : - و اللّه اعلم .
( 16 ) . سعوط : به فتح اول ، دارويى است كه در بينى چكانند و وضع آن منسوب به جالينوس است . ( لغتنامه ) ، امّا چنانكه از متن پيداست ، به بوييدنىها نيز اطلاق شود .
( 17 ) . غرغره : دارويى كه در گلو و حلق مىچرخانند و مىريزند ( لغتنامه ) .
( 18 ) . م : - را .
( 19 ) . م : دقيق .
( 20 ) . م : بكوبند و ببيزند و .