همچندان كه آب است ، روغن كنجد بر آن نهند و بجوشانند تا آب برود و روغن بماند .
روغن جوز : گرم است . خداوند فالج و لقوه را سود دارد و « 1 » سرد مزاج « 2 » را نافع « 3 » است « 4 » . روغن از مغز وى بيرون كنند « 5 » چنان كه رسم است .
روغن بادام « 6 » شيرين « 7 » : معتدل است در سردى و ترى . درد مفاصل « 8 » را « 9 » و ضربان گوش و درد پشت و ذات الجنب و سرسام و خشونت حلق و گزيدن سگ ديوانه را سود دارد :
مغز بادام از پوست بيرون كنند و روغن از وى به در « 10 » كنند « 11 » چنان كه رسم است .
روغن خسك « 12 » : درد گرده و مثانه و گرفتگى بول را سود دارد . خسك : يك من ؛ در چهار من آب بجوشانند تا با « 13 » يك من آيد و به دست مالند و صافى كنند و همچندان كه آب است ، روغن كنجيد « 14 » تازه بر آن نهند و بجوشانند تا آب برود و « 15 » روغن بماند « 16 » .
روغن خيرى « 17 » : گرم و تر است . اصحاب جراحات را سود دارد . روغن وى « 18 » چون روغن بنفشه گيرند .
روغن شبث « 19 » و روغن شاهسپرم « 20 » : بادها « 21 » را سود دارد و درد مفاصل را زايل كند « 22 » .
روغن او « 23 » چون روغن بابونه گيرند .
روغن نرگس و روغن ياسمين : بادها را بشكند « 24 » ورمهاى بلغمى را سود دارد : نرگس و ياسمين از هريك « 25 » جزوى در ظرفى « 26 » آبگينه كنند با روغن كنجد « 27 » دو چندان « 28 » .
در آفتاب نگاه دارند .
هامش
( 1 ) . م : + اصحاب .
( 2 ) . م : مزاج سرد .
( 3 ) . م : لايق .
( 4 ) . م : بود و .
( 5 ) . م : كشند .
( 6 ) . م : خنك .
( 7 ) . ل : شيرى .
( 8 ) . م : سر .
( 9 ) . م : - را .
( 10 ) . م : - به در .
( 11 ) . م : كشند .
( 12 ) . م : خيرى .
( 13 ) . م : باز .
( 14 ) . م : كنجد .
( 15 ) . م : - و .
( 16 ) . ل : - بماند .
( 17 ) . م : شبث .
( 18 ) . م : + هم .
( 19 ) . ل : سيب .
( 20 ) . م : شاسبرم به هم .
( 21 ) . م : + سرد .
( 22 ) . م : گرداند و .
( 23 ) . م : + هم .
( 24 ) . م : + و .
( 25 ) . م : يكى .
( 26 ) . م : ظرف .
( 27 ) . م : آبگينه با دو چندان روغن كنجد تازه چهل روز .
( 28 ) . م : - دو چندان ؛ ل : + كه .