بسريشند « 1 » . و عسل بايد كه چندان بود « 2 » كه « 3 » بالاى وى بايستد . و اللّه اعلم « 4 » .
باب يازدهم : در روغنها
روغن بادام بنفشه « 5 » : بادام پوستكنده بچشند « 6 » تا در آن ميان « 7 » تلخ نباشد و هريك بادام به دو نيمه كنند و در كيسهء كرباس « 8 » خوشبو كرده به عرق گل و عود اندازند و هر چهار من « 9 » بادام ، يك من بنفشهء آب نارسيده دراندازند و صد روز بگذارند و بعد از آن روغن از آن بيرون كنند چنان كه رسم است .
روغن كدو : دانهء كدو « 10 » از پوست پاك « 11 » كنند و روغن از آن بيرون « 12 » كنند « 13 » چنان كه رسم است .
روغن « 14 » گل « 15 » بادام : معتدل است در گرمى و سردى . حرارت دماغ را سودمند است .
در فهم و قوت دماغ بيفزايد . مغز بادام « 16 » : دو من / ورق گل « 17 » : يك من ؛ با يكديگر بياميزد « 18 » و در كيسهاى از كرباس نو ، صد روز نگاه دارند « 19 » . بعد از آن روغن « 20 » بيرون كنند ، چنان كه رسم است « 21 » .
روغن « 22 » كه موى را سياه كند « 23 » و قوى گرداند : آملهء از دانه پاك كرده ، ورق مورد و « 24 » پوست بيخ صنوبر از هريك « 25 » راستار است در آب بپزند تا « 26 » با « 27 » نيمه آيد و به دست مالند و صافى كنند و
هامش
( 1 ) . م : بسرشند .
( 2 ) . م : باشد .
( 3 ) . م : + بر .
( 4 ) . م : - و اللّه اعلم .
( 5 ) . ل : - بنفشه .
( 6 ) . م : بچشد .
( 7 ) . م : بادام .
( 8 ) . م : + نو .
( 9 ) . م : + مغز .
( 10 ) . م : + دانه .
( 11 ) . م : - پاك .
( 12 ) . م : - بيرون .
( 13 ) . م : بكشند .
( 14 ) . ل : - روغن .
( 15 ) . ل : گلنار .
( 16 ) . م : + پوستكنده .
( 17 ) . م : + سرخ از دانه بيرون كرده .
( 18 ) . م : بياميزند .
( 19 ) . م : دارند ؛ م : + و .
( 20 ) . م : + از آن .
( 21 ) . م : - چنان كه رسم است .
( 22 ) . م : + آمله .
( 23 ) . م : - كند .
( 24 ) . م : - و .
( 25 ) . م : يكى .
( 26 ) . م : + آب .
( 27 ) . م : به .