نان قطايف « 1 »
غليظ است . طبع را ببندد .
نان برنج
سرد و خشك است « 2 » . رودگانى را غذا دهد . طبع را ببندد و دير گوارد . « 3 » .
نان جو
سرد است . بهترين آن باشد كه از جو نو پخته باشند . طبع را ببندد و غدا اندك دهد .
نىشكر « 4 »
گرم و تر است « 5 » . سينه را سود دارد و بول براند و باد انگيزد .
نمك
گرم و خشك است در درجه دوم . زداينده است . تشنگى آورد و معده سرد را سود دارد « 6 » .
باب الواو
وج « 7 »
گرم و خشك است در اول درجهء دوم « 8 » . آواز را صافى كند و « 9 » بهق و برص را سود دارد .
ورق رز « 10 » ؛
خائيدن آن بن دندان را « 11 » سخت كند . درد سرگرم را سود دارد « 12 » .
ورق سرو
قابض است . در گرمى و سردى معتدل است . خاكستر آن سوختگى را سود دارد .
ورق بلوط
سرد و خشك است . ريشهاى كهن « 13 » را سود دارد .
ورق كنجد « 14 »
بكوبند و موى بدان بشويند ، دراز گرداند و سپوسه « 15 » از « 16 » سر ببرد .
هامش
( 1 ) . قطايف : جمع قطيفه ، خميرى كه آن را نازك كنند و در ميان آن مغز بادام و مانند آن گذارند و بجوشانند .
سپس شيرين كنند ؛ لوزينه ( فرهنگ لاروس ) .
( 2 ) . س : - نان قطايف . . . است .
( 3 ) . س : رودگانى را و غذا بسيار و دير گوارد .
( 4 ) . س : نمك .
( 5 ) . م : + سرفه .
( 6 ) . س : - نمك . . . دارد .
( 7 ) . وج : به فتح اول ، به فارسى اكير تركى نامند و آن بيخ نباتى است كه در آبها برويد و سوسن زرد گويند . برگش از برگ نرگس درازتر و عريضتر و با خشونت و انبوه و ساقش بلند و گلش شبيه به سوسن آزاد كه زنبق باشد .
( حواشى برهان قاطع ) .
( 8 ) . م : دوم .
( 9 ) . م : - و .
( 10 ) . م : + درد سر گرم را سود دارد .
( 11 ) . م : - را .
( 12 ) . م : - درد سر . . . دارد .
( 13 ) . م : قديم .
( 14 ) . م : + سرد و تر است .
( 15 ) . سپوسه : سپيدههايى كه گاه شانه كردن از سر ريزد ( لغتنامه ) .
( 16 ) . م : - از .