باب الها
هزارجشان « 1 »
گرم و خشك است در درجهء دوم « 2 » . لطيفكننده است .
هليون « 3 »
گرم و تر است . سده را بگشايد و « 4 » بلغم را لطيف كند « 5 » .
هشتدهان « 6 »
چوبى « 7 » هندى است . گرم و خشك است در درجهء دوم . شكم را ببندد ؛ لطيفكننده ؛ شكم براند .
هندبا « 8 » ،
كاسنى است . سرد است در درجهء اول تمامت « 9 » . سدهء جگر بگشايد . گرمى معده را ساكن كند .
هيل بويا « 10 »
گرم و خشك است در درجهء دوم ؛ لطيفكنندهء معده . و جگر سرد را قوت دهد . غذا را هضم كند .
باب اليا
ياسمين
گرم و خشك است . لطيفكننده است . كلف ببرد . خداوند صداع بلغمى و لقوه و فالج و عرق النسا را سود دارد .
هامش
( 1 ) . م : هزارخشان ؛ هزارجشان : به فتح يا كسر اول و فتح جيم ، به معنى هزارفشان است كه تاك صحرايى باشد و آن بسيار بلند مىشود و بر درختهاى مىپيچيد . هزارخشان نيز گفتهاند . ( لغتنامه ) .
( 2 ) . م : دوم .
( 3 ) . هليون : به فتح اول ، مارچوبه ، گياهى است كه آن را مارچوبه و مارگيا خوانند . دانهاى دارد كه لون آن سياه و بر آن نقطههاى زرد باشد . ( لغتنامه ) .
( 4 ) . م : - و .
( 5 ) . م : گرداند .
( 6 ) . هشتدهان : به فتح اول و دال ، چوب عود ، عود هندى . ( لغتنامه ) ؛ « شيخ الرئيس گويد بهترين وى عود هندى بود كه از وسط بلاد هند آورند . . . طبيعت آن گرم و خشك است . . . و شكم ببندد . » ( قانونچه ، ص 192 ، توضيحات مترجم ) .
( 7 ) . اين كلمهء پايانى نسخهء « س » است . پس از اين چند صفحه به خطى ديگر و قلمى ديگر در باب برخى مفردات و ذكر خواص آنها آمده است كه واضحا مربوط به متن غياثيه نيست .
( 8 ) . هندبا : به كسر اول و كسر يا فتح ثالث ، كاسنى ، هندب ( لغتنامه ) .
( 9 ) . م : + در آخر درجه اول .
( 10 ) . هيل بويا : معروف است و به عربى قاقلهء صغار گويند . هيل بوا و خيربوا نيز گفته شده است . ( لغتنامه ) .