بنگو معتدل است در ترى و خشكى . گرمى بنشاند و درشتى زبان و رودگانى [ را ] سود دارد . بريان كرده طبع را ببندد .
بندق « 1 » ؛
مزاج او گرم و تر است . در باه بيفزايد . اگر بندق با خود دارد ، عقرب از او بگريزد .
بنگ
سرد و خشك است . عقل را فاسد كند . خناق و ورم زبان آورد و ديوانگى .
بول
اسب درد مفاصل را سودمند است چون در آن نشيند .
بول اشتر گرم و خشك است . چون بينى را بدان بشويد ، بوى ناخوش بينى را سود دارد .
بول آدمى چون با خاكستر چوب رز بياميزد و بر موضعى كه خون از او روان باشد طلا كند ، خون ببندد .
بول كودك نارسيده بر گزندگى عقرب و افعى و سگ ديوانه طلا كنند ، نافع است .
پلپل « 2 »
گرم و خشك است در درجهء چهارم . فالج و لقوه و سستى تنها و فراموشى نگاه دارد .
باب التا
تخم كرفس
بول و حيضه را ادرار كند و راهگذار گرده بگشايد و جگر .
تخم گندنا
گرم و خشك است . بول را براند و بادها كه در شكم بود بشكند .
تخم شلغم
گرم و خشك است . كرم را بكشد . بچهء مرده را از رحم فرود آورد و مثانه را سنگ پاك كند .
تخم پياز
گرم و تر است . باه را بيفزايد .
تخم تورك -
يعنى خرفه - سرد و تر است . تبهاى تيز [ را ] سود دارد و جگر بنشاند . سرفه كه از گرمى باشد سود دارد و شهوت باه را زيان دارد .
تخم سداب
گرم و خشك است . فواق بلغمى را سود دارد .
هامش
( 1 ) . بندق : در برهان به ضم اول و ثالث آمده است و گويا همان فندق است .
( 2 ) . پلپل همان فلفل است .