زيت بجوشانند و بر خود « 1 » طلى كنند ، جانوران زهردار دور شوند .
زنبور اگر گوشت « 2 » موش بخورد و « 3 » كسى را « 4 » بگزد « 5 » ، هم در روز بميرد « 6 » .
علاج « 7 » : جاى گزندگى « 8 » بسيار بايد ماليدن و « 9 » برمكيدن « 10 » . و بر « 11 » آنجا « 12 » گل و سركه و طلحت « 13 » طلى بايد كردن « 14 » . و كرباس پارهاى « 15 » به برف سرد بايد كردن و بر آن موضع « 16 » نهادن . و آب برف بر آن موضع بايد ريختن و به ورق بادروج « 17 » و مگس « 18 » آن را بايد ماليدن « 19 » . و آب انار ترش و شيرين « 20 » و آب خيار كدو و آب كاشنى بايد دادن . و كاهو بايد خوردن . و گشنيز خشك سه درم كوفته و بيخته بر سر آب سرد بايد خورد « 21 » و غذا « 22 » مزورهء غورهء « 23 » . و روغن زيت در بدن ماليدن پشه بازدارد . مار از دود سروى گوزن و اطراف بز و بيخ سوسن و گوگرد و عاقرقرحا بگريزد و « 24 » نوشادر اندر آب حل كنند و در خانه بنهند ، ماران بگريزند « 25 » .
گريزانيدن كژدم : پشك بز و زرنيخ و ميعه « 26 » و پيه راستار است « 27 » بگدازند « 28 » و اين
هامش
( 1 ) . م : - بر خود .
( 2 ) . م : - گوشت .
( 3 ) . م : + و .
( 4 ) . م : - را .
( 5 ) . م : زهر زند آن كس .
( 6 ) . م : بكشد .
( 7 ) . م : - علاج .
( 8 ) . م : گزيدن او .
( 9 ) . م : - ماليدن و .
( 10 ) . م : مكيدن .
( 11 ) . م : به .
( 12 ) . م : موضع گزندگى .
( 13 ) . م : - طلحت : طلحت با همين ضبط در جايى ديده نشد ؛ اما « طلح » با اين معانى آمده است : ام غيلان ، اقاقيا ، موز ، شكوفهء خرما . ( ر . ك . لغتنامه ) .
( 14 ) . م : + و به ورق خبازى كه او را خيرو گويند و روباه تربك ضماد بايد كردن .
( 15 ) . م : - پارهاى .
( 16 ) . س : - و .
( 17 ) . بادروج : گل بستان افروز و بوئيدن آن عطسه آورد و گزيدن عقرب را نافع بود .
( 18 ) . مگس : گويا همان حشرهء مشهور است ؛ « عيسى مىگويد : من بارها تجربه كردهام كه جاى نيش كژدم را با مگس ماساژ دادهام ؛ بسيار علاج خوبى است . » ( قانون ، كتاب دوم ، ص 352 ) .
( 19 ) . س : + به .
( 20 ) . م : - و شيرين .
( 21 ) . م : خوردن .
( 22 ) . م : + غوره به .
( 23 ) . م : ساختن و دادن .
( 24 ) . س : - مار . . . بگريزد و .
( 25 ) . م : مار بگريزد و .
( 26 ) . ميعه : صمغ درخت سفرجل ، صمغ به ( لغتنامه ) .
( 27 ) . م : + بستانند و پيه را .
( 28 ) . م : بگدازانند زرنيخ و پشك و ميعه بر آن بسرشند .