اگر از پس « 1 » طعام خوردن بود ، علاج كم خوردن غذا باشد « 2 » و شراب مىبه « 3 » خوردن « 4 » .
و اگر پيش از خوردن بود و « 5 » مزاج معده گرم « 6 » باشد « 7 » ، علاج قى كردن است به آب ورق تربيزه و جلاب بالنگو « 8 » دادن و شراب انار و « 9 » نعناع دهند « 10 » . و « 11 » غذا زيره باج با مرغ دهند « 12 » .
باب سى و پنجم « 13 » : در پيچيدن شكم
سبب آن رطوبتى باشد كه حرارت بر تحليل آن قادر نباشد و از آن نفخ و قراقر پديد آيد « 14 » .
علاج : گوارش زيره و شراب ريحانى به آب رازيانه بايد « 15 » دادن « 16 » و كندر و زيره كرمانى و ورق سداب خائيدن و دستار گرم كردن « 17 » به « 18 » آتش « 19 » و « 20 » در « 21 » شكم نهادن و در گرمابه آب گرم بر شكم ريختن . و « 22 » غذا ، نخودآب با دارچينى دهند « 23 » .
باب سى و ششم « 24 » : در فواق « 25 »
فواق حركت طبقهء اندرون معده است و اين حركت مركب است از تشنجى انقباضى « 26 » ، گريختن از موذى را و حركتى انبساطى از جهت دفع موذى را . و اين موذى يا
هامش
( 1 ) . م : پس از .
( 2 ) . ل : - باشد .
( 3 ) . م : هيبه ؛ « چون معده سرد باشد ، شربت مىبه و اگر گرم است رب به دادن . » ( قانونچه ، ص 118 ) ؛ « شراب مى به چنين تهيه شود : آب به ترش و شيرين ده رطل ، شراب كهن خوشبوى پنج رطل ، ثفل به را در شراب خيسانده يك شبانه روز و بعد از آن بجوشانند و بپالايند و باز بر سر آب ، آب به كنند و باهم بجوشانند تا به نيمه آيد و فرو گيرند و بپالايند و باز بر آتش نهند . » ( قانونچه ص 118 ، حواشى مترجم ) .
( 4 ) . م : + غذا مزورهء انار دانه خوردن .
( 5 ) . م : - پيش از خوردن بود و .
( 6 ) . م : سرد .
( 7 ) . م : بود .
( 8 ) . م : + و نبات .
( 9 ) . م : با .
( 10 ) . م : دادن .
( 11 ) . م : - و .
( 12 ) . م : دادن ؛ ل : + و اللّه اعلم .
( 13 ) . م : از مقالهء دوم .
( 14 ) . م : بازديد آيد .
( 15 ) . ل : - بايد .
( 16 ) . ل : دهند .
( 17 ) . ل : - بايد .
( 18 ) . ل : دهند .
( 19 ) . م : + گرم كرده .
( 20 ) . م : - و .
( 21 ) . م : بر .
( 22 ) . م : - و .
( 23 ) . ل : + و اللّه اعلم بالصواب ؛ م : دادن نافع بود .
( 24 ) . م : + از مقالهء دوم .
( 25 ) . « يعنى هكهك . » ( ميزان الطب ، ص 125 ) .
( 26 ) . ل : انقباض .