داشتن سود دارد . و عود و قسط و كندر و لادن سوختن سود دارد « 1 » .
باب بيستم « 2 » : در « 3 » آمدن خون از بينى « 4 »
سبب خون آمدن از بينى « 5 » بسيارى خون باشد در بدن تا دهن « 6 » رگى « 7 » گشوده شود و خون آمدن گيرد يا بحران بيمارى حاده « 8 » باشد .
اگر به سبب بسيارى « 9 » خون بدن باشد ، فصد قيفال بايد كردن و شراب غوره و شراب ريباس « 10 » و جلاب عناب و سكنگبين « 11 » ساده بايد دادن و آب گشنيز تر به برف سرد كردن و در بينى چكانيدن و گل ارمنى « 12 » و نشاسته و آب مورد و عرق گل طلى سر كردن و بسّد « 13 » و كهربا و گل ارمنى سوده در بينى افشاندن و در آب سرد نشستن و برگ بيد و كاهو و گل « 14 » خشخاش و صندل و عرق گل بوئيدن . و « 15 » غذا مزورهء زرشك و سماق و انار دانه دادن « 16 » .
اگر سبب رعاف ، بحران بيمارى حاده « 17 » باشد ، باز نبايد بست « 18 » الا اگر « 19 » قوت تحمل نكند و « 20 » صندل و كافور و گل ارمنى و گلاب بر جگر طلا « 21 » بايد كردن .
هامش
( 1 ) . ل : + و اللّه اعلم .
( 2 ) . م : + از مقالهء دوم .
( 3 ) . م : + رعاف .
( 4 ) . م : + از مقالهء دوم .
( 5 ) . م : + از .
( 6 ) . م : در بينى .
( 7 ) . م : كى .
( 8 ) . م : حاره .
( 9 ) . ل : بيمارى .
( 10 ) . م : ريواس دادن .
( 11 ) . م : سكنجبين .
( 12 ) . گل ارمنى : به كسر اول و ثانى ، گلى باشد سرخرنگ به سياهى مايل و به عربى طين ارمنى خوانند . تبى را كه در ايام و با و طاعون به هم رسد نافع است . گويند وقتى در ارمن و با و طاعون عظيمى به هم رسيده چنان كه معدودى چند مانده بودند . چون از ايشان تفحص شد ، در آن ايام از اين گل مىخوردند . ( برهان قاطع ) ، ر . ك :
اختيارات بديعى ، ص 287 .
( 13 ) . م : سركه .
( 14 ) . م : + و .
( 15 ) . م : - و .
( 16 ) . ل : دهند .
( 17 ) . م : حاره .
( 18 ) . م : بستن .
( 19 ) . ل : - اگر .
( 20 ) . م : - و .
( 21 ) . ل : طلى .