زنهاى گرامى را آثار نجابت كو * مردان عِظامى را آن غيرت و همّت كو
زنها به خيابانها چون ماده كلاب آمد * اى محترمات شهر گر صاحب ايمانيد
تا چند چنين بيهوش از فريب شيطانيد * راه گول خوردن را جمله خوب مىدانيد
تا به كى چنين مدهوش در هواى طهرانيد * گوئيا كه بيهوشى ارث آن جناب آمد
چشم خويش بگشاييد بحر و برّ عوض گشته * خانه ماندن زنها با سفر عوض گشته
هم محله در تغيير هم گذر عوض گشته * آب و نان اين ملت بىخطر عوض گشته
از حوض بهشت امروز در باغچه آب آمد « 1 »
طايفهء نوزدهم : اخبارى است كه دلالت دارد بر جواز نظر نمودن بر زنى كه مىخواهى تزويج نمايى او را در كافى و وسائل بابى منعقد شده به اين عنوان از جمله اخبارش اين است كه عن ابى عبد الله عليه السلام : لا بأس بأن ينظر الى وجهها و معاصمها اذا أراد أن يتزوّجها « 2 » و حاصل مضمون حديث شريف با احاديث ديگر باب اين است كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد ضرر ندارد نظر نمودن به صورت و بند دستهاى زنى بنمايى كه مىخواهى او را تزويج نمايى .
پس اگر حجاب واجب و لازم نبود در شريعت اسلام ، اين نحو از تخصيص وجهى نداشت و لغو بود ؛ زيرا چه معنى دارد اختصاص دادن جواز نظر را به كسى كه بخواهد تزويج نمايد زنى را بلكه بايد بفرمايد براى همه جايز است نظر نمودن به وجه و كفين . و باز اين اخبار مؤيد است آنچه را كه قبلا بيان كرديم از عدم جواز نظر اجنبى به اجنبيّه حتى به صورت و كفين مطلقا و لو نظرهء اولى هرگاه عمدى باشد .
و بايد دانست كه همين نظرى هم كه تجويز شده هر آينه شرايطى براى او بيان فرمودند :
اوّل آنكه يك نظر اولى از روى دقّت و تأمل بيش نباشد .
دويم آنكه نظركننده خود زوج باشد نه آنكه مرد ديگر از خويشان زوج .
سيم آنكه وصلت و مزاوجت اين مرد با آن زن عادتا محال نباشد و جايز باشد نه آنكه فلان شخص دهقان به صورت دختر سلطانى نظر كند به اين عنوان كه من قصد تزويج او را داشتم .
چهارم آنكه حقيقتا هم قصد تزويج داشته باشد نه آنكه بهانه باشد و مقصودش نظرچرانى باشد .
هامش
( 1 ) . وسيلة العفايف يا طومار عفت ، صص 155 - 156 ؛ كشف الغرور ، صص 18 - 19 بدون دو بند اخير .
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 365 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 88