فرمود : هركس مصافحه نمايد با زنى كه حرام است بر او ، يعنى اجنبيّه است پس رو آورده و توجه نموده به غضب خدا ، و كسى كه بچسباند خود را به زنى كه نامحرم و اجنبيّه است ، بسته مىشود با شيطان در يك زنجير از آتش و انداخته مىشوند باهم در جهنّم ؟ آيا نشنيدهايد كه پيغمبر شما فرمود : هركسى مصافحه كند با زن نامحرم ، حاضر مىكنند او را در روز قيامت با غل و زنجير ؛ پس امر كرده مىشود ببرند او را به طرف آتش ؛ و كسى كه مزاح كند با زنى كه حرام است و مالك او نيست ، يعنى اجنبيّه است - و اين كلام هم بهطور كلى مطلق است ، يعنى هرطور مزاحى و موجبات تحبيبى با هر زن اجنبيّهاى و لو يهوديه و نصرانيه و خارج از دين باشد ، تا چه رسد به اعراض مسلمين - حبس مىكند خداى قهّار در روز قيامت در هر كلمهاى كه تكلّم نموده با آن زن هزار سال از سالهاى دنيا در جهنّم ؟ « 1 »
عزيزان من ! آيا اين اخبار شافيه و اين آثار وافيه با بيانات كافيه ، دليل مىشود بر وجوب حجاب و لزوم تستّر و مختفى بودن زنان مسلمان در جلبات و حرمت نظر مردان به ايشان و آنها به مردان و جايز نبودن اختلاط و معاشرت اين دو جنس كه چون پنبه زده شده و آتشند با يكديگر نزد هر صاحب عقل و وجدانى ، و يا باز هم تأمّل و شبههء باقى مانده و محتاجند به دليل و برهان ؛ و گمان ندارم در نزد مسلمان معتقد ديگر جاى شبهه و ريبى باقى مانده باشد .
بايد كه بگيرد رو هر زن كه مسلمان است * زيرا كه حجاب زن در سورهء قرآن است
هم عصمت و هم عفّت در پردهء نسوان است * قانون حيا چون سر بر پيكر ايمان است
فرمان نبى حجّت اندر همه باب آمد * ما ملّت ايرانى امروز مسلمانيم
هم شيعهء اخلاص و هم تابع قرآنيم * جز قاعدهء اسلام ما هيچ نمىدانيم
در روز قيامت هم جوياى شفيعانيم * بر ما ز حجاب امروز آيات كتاب آمد
ديروز زنى ديدم با صورت بگشاده * چادر ز سرش رفته از معركه افتاده
گرديده به يك چشمك او حاضر و آماده * معلوم شد از خانه مست آمده از باده
چون از دهنش ديدم بويى ز شراب آمد * در مملكت طهران ، اسلام كجا رفته
گويا كه كلام حق جسته بر فوق سما رفته * آن عصمت موروثى برگو كه چرا رفته
عفّت به كجا زين شهر با باد صبا رفته * چون يكسره زنها را خجلت ز نقاب آمد
هان اى علما امروز ، ترويج شريعت كو * دين مىرود از طهران ، از شرع حمايت كو
هامش
( 1 ) . اعلام الدين ، ص 414 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 198 ؛ و بنگريد : امالى صدوق ، ص 429