الغرض از تجمّع زن و مرد * زايد آنها كه وصف نتوان كرد
زن اگر بهرهاش از زيبايى است * لاجرم منظر تماشايى است
خاصه چون مقتضاى رفع حجاب * سرخ كردن دو رخ به غازهء ناب
در معابر گشادهرو چون ماه * بر بناگوش هشته زلف سياه
ساقها را چو ساعد سيمين * كرده بيرون ز جامهء رنگين
او به راهى روان به جلوهء ماه * از پىاش خلقى اوفتاده به راه
مرد هم هرچه پارسا باشد * صبرش از اين زنان كجا باشد
گرچه زن چو ملك تواند بود * نتواند ز چشم بد آسود
خاصّه با اين گروه مكرآموز * وين هوسپيشهگان عفّت سوز
كارشان راه خدعه پيمودن * دام ناموس اين و آن بودن
آنكه گويد حجاب واجب نيست * آگه از اين همه معايب نيست
يا ز بس ديوسان شَبَقطلب است * دايم از اين نهيق در شَغَب است
خواهد از جان خرابى زن و مرد * تا كند آنچه مىتواند كرد
گويد آمد حجاب صورت و سر * مانع اكتساب علم و هنر
غافل از اينكه ستر و پوشش زن * نيست هرگز حجاب دانش و فن
زن اگر در نقاب باشد نيز * نبود علم را از او پرهيز
وانگهى بهر بانوان نكو * چيست علمى به از نهفتن رو
بهترين علم زن نجابت اوست * وين قبا دوخته به قامت اوست
علم زن چيست حاصل آوردن * پس از آنش به لطف پروردن
خانه را رشك بوستان كردن * آنچه شايسته است آن كردن
روز و شب در پى محبّت شوى * ايستادن ز جان به خدمت شوى
شرط خدمت به جاى آوردن * شوى را مهربان به خود كردن
اين همه خود بس آنچه شايدشان * علم از اين پيشتر چه بايدشان
آنكه نه طاق آسمان پرداخت * هر كه را از براى كارى ساخت
مرد را گفت دانشآموزى * تا كند كسب روزى هر روزى
و آنچه جمع آورد ز نيروى خويش * بازآرد به نزد بانوى خويش
گفت زن را كه تا به خانه درون * كار آنجا كند نه كار برون
بهر هريك وظيفه تعيين كرد * كار آن را نه در خور اين كرد
آرى آنسان كه نقش اين دو سواست * كار زن هم ز كار مرد جداست
اين همه كاختلاف در صور است * همچنان اختلاف در سير است
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 980
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٩٨٠