مرحوم اسلامى با اشاره به تلاش خود به همراه تنى چند از بانوان براى ايجاد مدرسه دخترانه ، مىنويسد كه در همان ايّام - دههء بيست - يكى از بانوان به ايشان خبر داده بود كه در مدرسهء دخترانهء ايران نمايشنامهاى اجرا شده « و ضمن آن تا سرحد امكان مسألهء حجاب به استهزاء » گرفته شده است . حتى آنكه « در اثناى برنامه ، اشعارى چند از شعرا نيز در هجو و نقد حجاب » خوانده شده است . مرحوم اسلامى پس از آن در مجلسى سنگين ، شروع به طرح بحث حجاب كرده كه در مطبوعات نيز منعكس شده و ضمن آن حملات سختى به مرحوم اسلامى شده است . دو سه روز بعد ، خانم جهانبانى مدير همان مدرسهء دخترانهء ايران از ايشان در منزلش دعوت كرده و همزمان ، از مردى كه با همسر بىحجابش به آن محفل آمده نيز دعوت كرده است تا مناظرهاى با يكديگر داشته باشند . به دنبال آن اولياى دانشآموزان از مرحوم اسلامى راه چاره خواستهاند و همين امر سبب شده است تا وى در انديشهء تأسيس مدرسهء اسلامى دخترانه بيفتد . « 1 »
مرحوم اسلامى كه روى حجاب اصرار فراوان داشته ، مىنويسد : « پس از اخراج پهلوى از ايران ، هر شب مجلسى در مسجد امام - مسجد شاه سابق در بازار تهران - برپا بود و من در آن مجلس منبر مىرفتم . بحث رايج جرايد و راديو و بهطور كلى وسائل ارتباط جمعى در خدمت رژيم ، تبليغ بر موضوع كشف حجاب بود . » ايشان چهارده شب در اين موضوع سخنرانى كرده و در نهايت يكى از افراد حاضر از ايشان خواسته است تا آنها را تدوين كند تا با هزينهء وى به چاپ برسد . شگفت آنكه اندكى بعد در اينباره ترديد پيدا شده است ؛ با اين استدلال كه با نشر اين مسأله و بازگشت زنان به حجاب ، ظهور امام زمان ( ع ) به تأخير مىافتد ! « 2 » البته رسالهء ياد شده نشر يافت كه متن آن در ادامه خواهد آمد .
مرحوم اسلامى با اشاره به پراكندگى روحانيت در برخورد با اين بدعت رضاخانى ، تصريح مىكند كه « من با قدرت و قاطعيت مىگويم كه خراسانيان در برابر توطئهء ناميمون كشف حجاب ، بهترين مخالفت و مقاومت را ارائه نمودند و اگر مردم ديگر بلاد ايران نيز به رهبرى و پيشوايى روحانيت هر سامان مانند مردم خراسان به رغم اين توطئه برمىآشفتند ، هرگز رضا خان نمىتوانست دامنهء سلطه و اقتدار خود را اينسان گسترده سازد . » « 3 » وى در جاى ديگرى از خاطراتش بار ديگر به ضرورت توجه به امر تعليم و تربيت بانوان پرداخته و عقايد خويش را در اين باب مطرح كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، صص 335 - 338
( 2 ) . همان ، صص 369 - 371
( 3 ) . همان ، صص 396 - 397
( 4 ) . همان ، صص 448 - 453