مىنمايد ) بلكه در هر حال انسانسازى و تربيت را بسيار مهم دانسته و اساس قرار مىدهد تا با تعليم و تربيت و آگاهى دادن ، افراد را در حد خود آگاهى مىرساند تا خود فداكارى نمايند و خود با فضائل نفسانى آراسته گردند و اعمال خوب را خود براى خدا انجام دهند و اعمال زشت را براى خدا ترك نمايند . آيات انفاق را ذيلًا تا آنجا كه در گنجايش اين نوشته باشد مىآوريم تا روشن گردد كه :
1 - انسان مالك مىشود تا انفاق بر او واجب يا مستحب شود .
2 - انسان به ديگرى تمليك مىكند يعنى انفاق مىكند و گيرنده مالك مىشود .
3 - با اين عمل نيك ، ديگران هم بدون اينكه كارى انجام داده باشند مالك مىشوند .
به عبارت ديگر اصالت كار را نفى مىكند .
4 - همچنانكه حدى براى مالكيت ذكر نشده است ، براى انفاق هم حدى نيست مگر اينكه به حد اسراف برسد .
آيات انفاق :
اينك آيات شريفه :
1 -
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ . . . »
. « 1 »
ترجمه : و هنگامى كه گفته مىشود به آنان از آنچه كه خدا به شما روزى كرده انفاق نماييد كافران به مؤمنين مىگويند : آيا اطعام كنيم اشخاصى را كه خدا اگر مىخواست خود به آنها اطعام مىنمود ؟ .
2 -
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ » .
« 2 »
ترجمه : انفاق كنيد از آنچه كه خدا به شما روزى كرده ، پيش از آمدن روزى كه در آن خريدوفروش ( كه پول بدهيد و جرمها را خريدوفروش كنيد ) و دوستى ( كه بدان سبب از گناهانتان خلاص شويد مانند دنيا ) نيست .
در اين دو آيهء شريفه از عدم انفاق مذمت مىنمايد كما اينكه در بعضى ديگر از آيات انفاق را ستايش مىكند و مؤمنين را بدان مىستايد و مىگويد :
هامش
( 1 ) - سورهء يس ، آيهء 47 .
( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 254 .