تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
خلق را چون آب دان ، صاف و زلال * و اندر آن تابان ، جمال ذو الجلال
پادشاهان مظهر شاهى حق * عارفان مرآت آگاهى حق
« 1 » مرحلهء دوم آن است كه : از « رياضت » و « كثرت ذكر » و « فكر » به جائى رسيده كه در نظر شهودش ، مظاهر نمانده ، همه جا ، اسماء حسنى مشاهده مىكند . مثلا : سالك مرحلهء اوّل ، آسمان مىديد مظهر دائم و رفيع ، و زمين مىديد مظهر « خافض » و « امين » كه زمين ، حبوب مدفونه را پس مىدهد ، بدون خيانت ، بلكه به اضعاف « 2 » رد كند . و سالك مرحله دوّم ، شهود اسم « دائم و رفيع » مىكند و « خافض و امين » مىبيند بىديدن [ مظهر ، يعنى : ] « مظهر » در نظر شهودش مفقود شده ، چنان كه شأن مظهر است ، و آن سالك « نبات » مىديد مظهر مقيت و مصوّر و
« جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 3 » ، و حيوان مىديد ، مظهر « سميع » و « بصير » و « مدرك » [ و ] « خبير » ، و اين خود ، اين اسماء ظاهره را مشاهده مىنمايد و خبر از مظاهر ندارد . و همچنين ، آن ، انسان كامل مىديد ، مظهر « اسم اعظم » و اين ، به خود اسم اعظم رسيده ، بلكه در همهء مظاهر لطف و قهر ، انوار اسماء لطفيّه و قهريّه تمكين نمىكنند ، سالك مرحلهء دوّم را از شهود مظاهر ، چنان كه كسى كه عاشق عاكس است و عطش او مطالعهء جمال او نگذارد كه آينه بيند و عكوس به جز هستى او ، هستى ندارند . بيت
توئى آئينه او ، آئينه آرا * توئى پوشيده و او آشكارا
مرحله سوّم ، آن است كه : در نظر شهود [ كننده ] ، به جز « ذات » نباشد و كثرت مفاهيم اسماء و صفات هم نماند ، چنان كه كثرت « اعيان ثابته » و « ماهيّات » ، در مرحلهء دوّم نماند ؛ نور احديّت طمس نمايد انوار واحديّت را ، چنان كه امير المؤمنين على عالى عليه السّلام در حديث « حقيقت » ، اشارت به اين فرموده ، با قولش كه : « جذب الحدية
هامش
( 1 ) - مثنوى « ، دفتر 6 / 399 - رمضانى - ج 3 / 453 - نيكلسون - و ج 14 / 265 - جعفرى - ( 2 ) - يعنى دو برابر . ( 3 ) - بقره / 30 .