ائمه عليهم السلام دشنام دهند ، هر كه از ايشان بشنود و ايمن از ضرر باشد واجب است كه او را بكشد .
و از جملهء امورى كه ايشان را منع از آن بايد كرد ،
و با وجود شرط اگر خلاف آن كنند از امان بدر مىروند ، و اگر شرط نشده باشد از امان بدر نمىروند چند چيز است :
اول : آن كه امرى چند كه در شرع اسلام حرام است ، و ايشان حلال مىدانند ،
و ضررى از آن به مسلمانان نمىرسد علانيه واقع نسازند ، مانند شراب و گوشت خوك خوردن ، و محارم خود را عقد كردن و امثال آن .
دوم : آن كه احداث كليسا و معابد خود و آتش كده در بلاد اسلام نكنند ،
و اگر داشته باشند و محتاج به تعمير شود ، تعمير مىتوانند
كرد ، و اگر خراب شود خلاف است كه بار ديگر در همان موضع مىتوانند ساخت يا نه .
سوم : آن كه صدا بلند نكنند به خواندن كتابهاى خود ،
و ناقوس ننوازند ، و بعضى گفتهاند آهسته مىتوانند نواخت به نحوى كه مسلمانان نشنوند .
چهارم : آن كه خانههاى خود را بلندتر از خانهء مسلمانى كه همسايهء ايشان يا در خانهء ايشان باشد نسازند .
و بعضى گفتهاند كه مساوى نيز نبايد بسازند ، بلكه بايد پستتر باشد .
پنجم : آن كه اكثر علما گفتهاند كه سزاوار است كه حاكم مسلمانان بر ايشان شرط كند كه در لباس خود ممتاز باشند از مسلمانان كه مشتبه به مسلمانان نشوند ،
چنان چه متعارف بوده است كه يهودان جامهء عسلى مىپوشيدهاند ، و نصارا جامههاى سياه و كبود مىپوشيدهاند ، و نصارا زنار بر كمر بندند ، و يهودان