مثلا در شب چهارم ماه ، چهار را در شش ضرب كنيم ، بيست و چهار شود ، آن را بر هفت قسمت كنيم خارج قسمت سه و سه سبع شود ، پس معلوم شود كه غروب ماه در شب چهارم بعد از سه ساعت و سه سبع ساعت مىشود ، و در شب هجدهم به همين عمل معلوم مىشود كه طلوعش در شب هجدهم بعد از سه ساعت و سه سبع ساعت مىشود .
و همچنين هرگاه پنج را در شش ضرب كنيم ، و حاصل ضرب كه سى باشد بر هفت قسمت كنيم خارج قسمت چهار و دو سبع مىشود ، پس غروب ماه در شب پنجم و طلوعش در شب نوزدهم بعد از چهار ساعت و دو سبع ساعت مىشود .
و ساعاتى كه در اين قاعده مذكور شده ساعات معوجه است ، كه هر يك از شب و روز را به دوازده قسمت متساوى كنند ، خواه دراز و خواه كوتاه ، پس سه ساعت شب چهار يك شب خواهد بود ، و شش ساعت نصف شب ، و بناى شب بر طلوع و غروب آفتاب است در اين قاعده نه طلوع صبح . و اين قاعده تخمينى است ، و به اعتبار تقدم و تأخر خروج شعاع اختلاف بهم مىرسد .
و آنها كه رعات شمس و قمر و نجوماند و مترصد اوقات عباداتاند امرى چند از احوال و اوضاع نجوم و غيرها بر ايشان ظاهر مىشود كه بناى عبادات خود را بر آن مىگذارند ، بلكه ملائكهء آسمانى در اوقات معينه ايشان را بيدار مىكنند ، قال تعالى
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
« 1 » .
و تفاصيل اين امور و دلائلشان را با ساير آداب و شرايط ، و ادعيهء فرائض و نوافل در كتاب بحار الانوار ايراد نمودهام ، و در
هامش
( 1 ) سورهء عنكبوت : 69 .