و گمان فقير آن است كه شب شرعى از اول وقت شام است تا طلوع صبح صادق ، و نصف شب را بنا بر اين بايد گذاشت نه بر اصطلاح منجمان كه آخر شب را طلوع آفتاب مىدانند .
و طريق استعلام نصف شب به آلات ساعت مىتواند شد ، بعد از آن كه مقدار ما بين غروب شمس و طلوع صبح را از تقاويم معلوم كنند ، و به دور فرقدين در دور جدى معلوم مىتواند كرد ، زيرا كه فرقدين در بيست و چهار ساعت يك مرتبه بر دور جدى مىگردد ، اگر در اول شب . مثلا در جانب راست جدى محاذى آن باشد بعد از شش ساعت در بالاى جدى محاذى آن مىشود ، و بعد از شش ساعت ديگر در جانب چپ محاذى مىشود ، و كسى كه اين قاعده را تجربه كند در شبى كه ابر نباشد اكثر ساعات شب را به تقريب قريبى معلوم مىتواند كرد .
و از ساير ستارهها به تجربههاى اوقات طلوع و غروب و رسيدن به نصف النهار و محاذى قبله ، قواعد به دست مىتوان آورد .
و بعضى از علماى ما بناى استعلام ساعات شب را بر منازل قمر گذاشتهاند ، و چون در اين بلاد اكثر مردم آنها را نمىشناسند ذكر قاعدهء آن چندان فايده ندارد .
و بعضى بنايش را بر طلوع و غروب ماه گذاشتهاند ، و ضابطهاش آن است كه از اول ماه تا چهاردهم بشمارند كه چند روز گذشته .
و اگر بعد از چهارده باشد از پانزدهم تا بيست و هشتم آنچه گذشته در شش ضرب كنند ، و حاصل ضرب را بر هفت قسمت كنند ، پس در اول خارج قسمت قدر ساعات گذشته از شب باشد تا غروب ماه ، و در ثانى قدر ساعات گذشته از شب باشد تا طلوع ماه .
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٤