تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بودم ، پس گفت : اى عالم رهنما و اى خبير دانا چاره‌اى مرا در چه چيز مىدانى گفت : چاره در آن است كه دانايان و هاديان و علما و راشدان با خود بدارى و به قول ايشان عمل نمائى ، و در امور خود با ايشان استشاره نمائى . منصور گفت : ايشان از من گريزان‌اند ، و ايشان را نمىيابم . گفت : از ترس جور و بدى اعمال تو از تو گريزان‌اند ، و ليكن در بر روى خلق خدا بگشا و حاجبان و دربانان را بر درگاه خود بازمدار ، و راه ستم‌ديدگان را بر خود مبند ، و مال از حلال بگير و مرتكب حرام مشو ، و به داد مظلومان برس ، و احقاق حقوق مسلمانان بكن ، اگر چنين كنى من ضامنم كه آنها كه از تو گريخته‌اند به سوى تو آيند و تو را در امور خير معاونت نمايند . منصور گفت : خداوندا تو توفيق ده كه به مواعظ سنجيدهء اين مرد پسنديده عمل نمايم . پس صبح طالع شد ، و مؤذنان حاضر آمدند و بانگ نماز گفتند ، و با مردم مشغول نماز شد ، پس آن مرد را طلبيد هر چند تفحص كردند او را نيافتند ، گمان بردند كه حضرت خضر عليه السلام بوده كه براى هدايت ، و اتمام حجت بر آن سرگشتهء باديهء كفر و ضلالت آمده بود ، كه شايد هدايت يابد و حجت بر او تمام گردد « 1 » .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 75 / 351 - 352 از ارشاد القلوب .
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 179 | العلامة المجلسي / سيد مهدى رجائى