پيداست . براى آگاهى از اين احاديث و شيوهء جعل ، به كتاب شريف الغدير مراجعه فرماييد . « 1 » از بررسى اين احاديث چنين به دست مىآيد كه گويى از نظر جاعلان ، على عليه السلام كارى جز مدّاحى خلفا و ستايش آنان نداشته است . اگر على عليه السلام چنين مقام و موقعيتى براى خلفا مىشناخت ، چرا در بيعت با آنان شش ماه تأخير كرد ؟ و چرا برترين زنان جهان ، دخت گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله با آنان بيعت نكرد ؟ و چرا با آنان سخن نگفت و در حالى كه نسبت به آنان خشمگين بود ، از اين جهان رفت ؟ چرا اين حديث مجعول را بپذيريم ولى آن خطبهء غرّاء را كه همهء محقّقان بر صحت انتساب آن به على عليه السلام اتفاق دارند نپذيريم كه فرمود : « أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ أَبي قُحافة وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى » . « 2 » « به خدا سوگند ابوبكر رداى خلافت را بر تن كرد ، در حالى كه خوب مىدانست من نسبت به حكومت اسلامى چون محور سنگ آسياب هستم . . . » . و سخن ديگرِ امام را چه كنيم كه فرمود : « آنان خودسرانه بر مسند خلافت نشستند و ما را كه از نظر نسب برتر و نزديكترين پيوند با رسول خدا داريم كنار زدند . . . » . « 3 »
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 87
مساهمون: محمد طبرى
ص٨٧
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 54 - 62 ؛ تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 77
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه سوم . ابن خشاب اين خطبه را پيش از تولد رضى ، در سال 306 براى مصدق بن شبيب واسطى نقل كرده است ، شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 205
( 3 ) . نهج البلاغه ، 162