« من در كنار حوض مىايستم ، ناگهان گروهى ظاهر مىشوند ، آنگاه كه آنان را شناختم ، يك نفر ميان من و آنها پديدار مىشود و مىگويد : بياييد برويم . مىگويم : آنها را كجا مىبرى ؟ مىگويد : به سوى آتش . مىپرسم : آنها چه كردهاند ؟ مىگويد : مرتد شدهاند و به حالت پيشين بازگشتهاند . » « 1 » باز گروه ديگرى ظاهر مىشوند . آنگاه كه ايشان را شناختم ، مردى ميان من و آنان حاضر مىشود و مىگويد : بياييد . مىپرسم : كجا ؟ مىگويد : به سوى آتش . مىپرسم : چه كردهاند ؟ مىگويد : مرتد شده و به حالت پيشين بازگشتهاند . كسى از آنان نجات نمىيابد مگر گروهى اندك . » « 2 » اين دو حديث را براى نمونه نقل كرديم ، بقيهء احاديث نيز به همين مضمون است . اكنون با وجود اين احاديث ، آن هم در صحيحترين كتابهاى اهل سنت ، آيا شايسته است كه ارتداد صحابه به شيعه نسبت داده شود ، در حالى كه صحيحين ، راويانِ اين ده حديث هستند .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 34
مساهمون: محمد طبرى
ص٣٤
سبّ صحابه يا دشنام و ناسزا گفتن به ياران حضرت رسول صلى الله عليه و آله از مسائلى است كه روى آن تكيهء بيشترى شده است . اكنون ببينيم پايهگذار
هامش
( 1 ) . همان ، ذيل شمارهء 7998 ، براى اختصار ، از نقل متن عربى خوددارى گرديد .
( 2 ) . لطفاً به جامع اصول ، ج 10 ، فرع دوم از كتاب حوض ، شمارههاى 7995 تا 8004 مراجعه كنيد .