نقد » ، گردآورى دكتر ناصر بن على القفارى نيز آمده است . وى استاد دانشگاه محمدبن سعود در قصيم عربستان مىباشد .
درحقيقت هيچيك از آنها ، از روى فكر و انديشه اين پرسشها را طرح و جمع نكردهاند ، بلكه ريزهخوار يكديگر بوده و همديگر گرفتهاند .
در مورد كتاب « دكتر قفارى » بايد گفت : پر است از دروغ و تهمت ، كه همهء آنها را مىتوان در يك رساله جمع كرد . گذشته از اين ، هتاكىها و بىادبىهاى وى كم مانند و بىسابقه است و به همين جهت ، با استقبال چندانى روبهرو نشد و هركس آنرا خواند از بىادبىاش ، نفرت پيدا كرد .
پيدااست اگر مذهب ومكتبى بخواهد باچنين شيوههايى ترويج شود ، مورد پذيرش امت قرار نخواهد گرفت ؛ چراكه از حقانيت ، خلوص و اصالت بهدور است ؛ به ويژه آنكه ادعاى پيروى از سنّت پيامبر مكرم اسلام صلى الله عليه و آله را داشته باشد و تنها خود را اهل سنّت بداند و همه را تخطئه كند ! آيا پيامبر اسلام اهل دشنام ، ناسزاگويى ، اتهام و دروغ پردازى بود ؟ حاشا و كلّا !
از وهابيان مىپرسيم : اگر فكر مىكنيد با طرح چنين پرسشهايى مىتوانيد جوانان شيعه را هدايت كنيد ، چرا نتوانستهايد هادى جوانان خود باشيد و امروزه انبوهى از آنان از دين گريزان شدهاند تا آنجاكه هزاران تن از آنها به دام مكتبهاى انحرافى ؛ ماركسيسم و ليبراليسم افتاده و به فساد و انحراف و اعتياد و تروريسم روى آوردهاند و از فرهنگ اسلامى و عربى خود روىگردان شدهاند ؟
جوانان شيعه ، بحمداللَّه ، با تمسك بهثقلين وآشنايى با فرهنگ قرآن و عترت حضرت رسول صلى الله عليه و آله از لغزشهاى فكرى به دور هستند و اگر پرسش و شبههاى دربارهء آن داشته باشند ، با مراجعه به دانشمندانشان ،
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 31
مساهمون: محمد طبرى
ص٣١