دشمن بر دروازه و خليفه مشغول . . .
ابن كثير مىنويسد : « سربازان مهاجم مغول دارالخلافهء بغداد را محاصره كردند و پيوسته با پرتاب تير ، ساكنان آن را هدف قرار مىدادند ، حتى تيرى به يكى از كنيزان خليفه ، كه مشغول رقص در برابر وى بود ، اصابت كرد و او را كشت . اين كنيز بسيار مورد علاقهء خليفه بود . وقتى كنيز درگذشت ، خليفه سخت ناراحت شد ، و فرياد كشيد . . . » « 2 » كشورى كه زمامدار آن در سختترين لحظات ، از دشمن غفلت بورزد و خود را با رقص كنيزى مشغول كند ! جز سقوط سرنوشتى نخواهد داشت و منظور از اينكه سقوط خلافت عباسى يك سنت الهى بوده ، اين است كه عوامل سقوط آن به دست خود افراد فراهم شده بود . مطالعهء تاريخ مسلمانان در قرون پيش از تسلّط مغول ، نشان مىدهد كه پيوسته تركتازى و غلبهء اميرى بر امير ديگر ، كشور را فرا گرفته بود ؛ گويى اميران كشور و فرمانروايان تحت امر خليفه ، هدفى نداشتند جز اين كه مناصب و پستهاى كشور را از دست يكديگر بربايند ، بىآنكه به فكر دشمن خارجى باشند ، كه يكى پس از ديگرى در كمين اسلام نشسته بودند .