فراموش نكنيد كه مفتى سلفى « عبدالعزيز بن باز » منادى صلح با اسرائيل بود . او صلح با اسرائيل را بسان صلح پيامبر با قريش در حديبيه مىدانست ؛ در حالى كه پيامبر با مردم مكه از سر قدرت و عزّت صلح كرد ، نه از سر ضعف و ذلّت و فرمود : به خدا سوگند اگر آنان از صلح دريغ ورزند با آنان مىجنگيم و صفوفشان را درهم مىريزيم . « 1 » اكنون مىپرسم : همان كشورهاى به اصطلاح اسلامى كه شما سنگ آنها را به سينه مىزنيد ، روابط بسيار نزديك با صهيونيستها ندارند ؟ و در طول 60 سال گذشته ، چه گام مهمى در راه جلوگيرى از جنايتهاى اسرائيل و تجاوزات آن به كشورهاى مسلمان اهل سنت برداشتهاند ؟ در اشغال افغانستان و عراق چه كسانى با متجاوزان همكارى كردند و پايگاههاى هوايى خود را در اختيار بمب افكنهاى ويرانگر آنها گذاشتند . آيا در تاريخ مبارزه با صهيونيسم جز شيعه كسى توانست داغ شكست را بر پيشانى متجاوزان اسرائيلى بنشاند ؟ آيا جز امام خمينى قدس سره كسى اين نظريه را مطرح كرد كه اسرائيل يك غدّهء سرطانى است و بايد از ميان برود ؟ و آيا جز او كسى جرأت داشت فتواى اعدام سلمان رشدى مرتد را صادر كند ؟ ! بزرگترين مفتى سلفى ، بن باز ، منادى صلح با اسرائيل بود و فتواى او
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 248
مساهمون: محمد طبرى
ص٢٤٨
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى كتاب شهادات ، باب ما يحرز من الشروط في الإسلام ، ج 3 ، ص 253 - 255 ؛ مسند احمد ، ج 31 ، ص 243 ، حديث 18928