بخارى از اسامة بن زيد نقل مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله حسن و حسين را در آغوش مىگرفت و مىفرمود : « خدايا ! من آن دو را دوست دارم ، تو نيز آنها را دوست بدار . » « 1 » ما ، دربارهء « سعد بن ابى وقاص » سخن نمىگوييم با اينكه مهاجر و انصار با على عليه السلام بيعت كردند ، وى از بيعت با على عليه السلام سرباز زد ، عبدالرحمان بن عوف زُهْرى بر اثر انتخاب عثمان براى خلافت در شوراى شش نفره ، ثروتى به هم زد كه در تاريخ بى سابقه است ؛ بهطورى كه وقتى يك هشتم ثروت او را ميان چهار زنش تقسيم كردند ، به هر يك هشتاد هزار دينار رسيد ! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . طلاهاى شمشى كه از او به ارث ماند ، به اندازهاى زياد بود كه آنها را با تبر شكستند تا آنجا كه دستهاى آنان تاول زد . « 2 » و اين در حالى بود كه در مدينه و اطراف آن ، گروهى به نان شب محتاج بودند ! دربارهء عبداللَّه بن عمر سخن نمىگويم . او از دوستان واقعى اهل بيت عليهم السلام بود ، هر چند از نظر مديريت ، به تصديق پدرش ، توانمند نبود . وقتى به عمر گفتند : عبداللَّه فرزندت را براى خلافت انتخاب كن ، گفت : او در طلاق همسرش عاجز و ناتوان است ، چگونه مىتواند كشورى را اداره كند . « 3 » در عين حال ما بر همهء صحابهء پيامبر رحمت مىفرستيم ، مگر آنان كه به خاندان رسالت بىمهرى كردند . هرچند گردآورندهء اين پرسشها مىخواهد از مقام اهل بيت بكاهد و مقام اموىها را بالا ببرد .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 204
مساهمون: محمد طبرى
ص٢٠٤
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، حديث شماره 3747 ؛ و صحيح مسلم ، حديث شماره 2421
( 2 ) . طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 96 ، چاپ ليدن ؛ صفة الصفوة ابن جوزى ، ج 1 ، ص 138 ؛ الرياضالنضرة ، ج 2 ، ص 291 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 146
( 3 ) . سنن كبراى بيهقى ، ج 7 ، صص 324 و 325