الف ) با برهان و دليل علمى ب ) با هدف پند ، اندرز و نصيحت ج ) جدل ؛ يعنى با مسلّمات خودِ او برايش دليل بياوريد . « 1 » بنابراين ، امير مؤمنان با دشمنِ لجوج از راه سوم وارد مىشود و لحن سخن گفتن او حاكى است كه راه جدل و محكوم كردنِ طرف ، با منطقِ خودِ او را در پيش گرفته است و لذا مىگويد : آنان كه با آن سه نفر بيعت كردهاند ، همانها نيز با من بيعت كردهاند ، پس چگونه است كه بيعت آنها را با آن سه نفر پذيرفتى ليكن دربارهء من نپذيرفتى ؟ در نامهاى ديگر مىنويسد : « برادرت ( يزيد ) امير ابوبكر در شام بود و به بيعت عمر در مدينه گردن نهاد . تو امير عمر بودى و به بيعت عثمان در مدينه گردن نهادى ، اكنون نيز بايد بر بيعت من گردن نهى ؛ زيرا اين سه همه از يك مقولهاند . » اين گونه سخن گفتن ، دليل بر اين نيست كه امام عليه السلام اين منطق را پذيرفته است . اكنون مطلب را كمى باز كنيم و ببينيم ريشهء اختلاف كجاست ؟ على عليه السلام با بيعت مهاجران و انصار زمام خلافت را به دست گرفت - آن هم پس از اصرار فراوان - و از آنجا كه معاويه را فرد صالحى نمىدانست ، از استاندارى شام عزلش كرد . هر چه به امام گفتند : كمى صبر كنيد تا بر امور كشور مسلّط شويد ، آنگاه وى را عزل كنيد ، فرمود : به خدا سوگند يك روز هم نمىتوانم او را در اين مسند بپذيرم . در اين هنگام
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 170
مساهمون: محمد طبرى
ص١٧٠
هامش
( 1 ) . ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ( نحل : 125 ) .