خدا صلى الله عليه و آله در مقام بيان موقعيت امامى است كه بايد پس از رحلت خودش بيايد و تكاليف پيامبر ( غير از تلقى وحى و تشريع ) ، بر دوش او است .
آنگاه يادآور مىشود : مردان مؤمن كسانى هستند كه به پيامبر ايمان مىآورند و او را تقويت و يارى مىكنند .
ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله ، ايمان به همهء چيزهايى است كه بر او نازل مىشود و يكى از آنها امامت اميرمؤمنان و ديگر جانشينان اوست .
در حقيقت امام در مقام بيان تفسير و تبيين حدود و قلمرو ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله است ؛ كه از آنها است ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله يعنى ايمان به عصمت و اعجاز او و اينكه خاتم و آخرينِ پيامبران است و جانشينش علىبن ابىطالب است . اگر مىگويند : « يعنى بالإمام » ، اين جمله ناظر به يكى از امورى است كه بايد بدان ايمان آورد .
3 . حديث سوم كه مىگويد : امام « كظلمات . . . » را به فلان و فلان تفسير كرده است . از تفسير على بن ابراهيم نقل كرده كه از نظر سند بسيار مخدوش است و اصولًا اين كتاب نگارش على بن ابراهيم نيست بلكه فردى به نام عباس بن محمد است كه كاملًا مجهول و ناشناخته بوده و مطالب آن را از دو نفر گردآورى كرده است كه اين دو ، عبارتاند از :
علىبن ابراهيم و زيادبن منذر ، معروف به « ابى الجارود » .
آنچه كه از على بن ابراهيم نقل كرده مربوط به سورهء فاتحه و بقره و بخشى از سورهء آل عمران است و از آيهء 45 سورهء آل عمران تا آخر كتاب را از زياد بن منذر ، معروف به « ابى الجارود » نقل مىكند و اتفاقاً اين آيه كه در سورهء نور آمده ، مربوط به بخشىاست كه راوى آن زيادبن منذر است .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 155
مساهمون: محمد طبرى
ص١٥٥