ب ) رواياتى كه او ادعايش را بر آنها مستند ساخته ، حاكى از كم يا زياد شدن آيات قرآن نيست ، بلكه نوعى تفسير و اشاره به مصداق بارز آيات است و اين اشتباه اختصاص به ايشان ندارد . آنان كه با لسان روايات اهل بيت عليهم السلام آشنا نيستند ، اين تفاسير را جزئى از آيات دانستهاند ، در حالى كه اين روايات ربطى به جملات و كلمات قرآن ندارد و تنها تفسير آيات است .
اكنون به رواياتى كه تمسك جسته اشاره مىشود :
1 . مىگويد : در اصول كافى ، در تفسير آيهء ذرّ آمده است :
« . . . وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولِي وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِيى » .
پاسخ :
اين حديث ، به فرض صحت ، در صدد بيان آن نيست كه اين كلمات جزء آيه است ، بلكه مىخواهد بگويد در « عالم ذرّ » از چيزهايى كه از انسان پيمان گرفته شده ، رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و وصايت على عليه السلام است .
بهترين شاهد اين است كه پس از آيه مىگويد : « وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولِي وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين » . و اين نوع تفسير ، بيان مصداق است نه بيان اجزاى آيه ، و جمله بهگونهاى است كه اصلًا در دل آيه نمىگنجد .
2 . در حديثى ، آيهء مربوط به پيامبر چنين آمده است :
« وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بِهِ - يعنى بالإمام - وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ . . . » .
پاسخ :
اگر كسى حديث را از اول تا آخر مطالعه كند ، به يقين مىرسد پيامبر
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 154
مساهمون: محمد طبرى
ص١٥٤