تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

زيرا بيم آن مىرفت كه احاديث آن حضرت از ميان برود و علم هنگامى نابود مىشود كه حالت پنهانى به خود بگيرد . « 1 » ولى باز هم اين بخشنامه به خاطر ذهنيتى كه از قبل وجود داشت ، چندان اثر نبخشيد ، تا اين‌كه در دوران منصور دوانيقى ، در سال 143 ؛ يعنى پس از يك قرن و نيم ، نوشتن حديث به صورت رسمى رايج شد . « 2 » وضعيت حديثى كه حدود يك قرن و نيم نوشته نشود و مذاكره و نوشتن آن ضد ارزش تلقى گردد ، معلوم است . تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . در اين مدت ، چقدر بازرگانان حديث ، از جعل حديث استفاده كرده و سره را با ناسره مخلوط كردند . باز شگفت اينجاست كه گرد آورندهء پرسش‌ها كه آگاهى امامان ما را از تورات و انجيل و زبور نقطهء ضعف تلقى كرده ، مىگويد : اسلام تنها يك كتاب دارد و آن قرآن كريم است . . . آرى ، اسلام يك كتاب دارد و آن هم قرآن كريم است ، ولى در عين حال ، همهء ما مأموريم انبياى پيشين و كتاب‌هاى آنان را تصدق كنيم . قرآن مىفرمايد : آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَانُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ . « 3 »

هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، باب كيف يفيض العلم ، حديث 4
( 2 ) . تاريخ الخلفا ، ص 261
( 3 ) . بقره : 285