تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

تاريخ اهل بيت عليهم السلام وجود دارد ، در ديد اين گردآورندهء پرسش‌ها ، نقطهء ضعف تلقى شده است . كتاب‌هاى ياد شده ، هر چند ممكن است برخى دو نام داشته باشد ، نشانهء اهميت دادن اهل بيت عليهم السلام به فرهنگ اسلامى و علوم نبوى است . البته چنين فردى حق دارد به اين عمل فرهنگىِ بزرگ ، از ديدهء منفى بنگرد ؛ زيرا خلفا ، پس از درگذشت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر نوع كتابت حديث را ممنوع كردند . عايشه مىگويد : شبى ديدم پدرم خوابش نمىبرد ، علت را از وى پرسيدم . وقتى صبح شد ، گفت : دخترم ! احاديثى كه نزد تو است بياور ، مجموعاً 500 حديث از پيامبر جمع كرده بود ، همه را آتش زد و سوزاند . « 1 » وقتى عمربن خطاب به قدرت رسيد ، بخشنامه‌اى را به تمام نقاط فرستاد و در آن اين گونه نوشت : « مَنْ كَتَبَ عَنِّي شَيْئاً غَيْرَ الْقُرْآن فَلْيُمْحِهِ » . « 2 » « هركس از من چيزى غير از قرآن نوشت ، آن را محو كند و از ميان ببرد . » و به خاطر همين بخشنامه ، نگارش حديث ممنوع شد و نوشتن حديث پيامبر ، حالت ضدّ ارزش به خود گرفت . وقتى خليفهء اموى ، عمربن عبد العزيز در دوران خلافت خود ( 101 - 99 ) احساس كرد كه ترك نگارش حديث موجب از ميان رفتن علوم نبوى است ، در نامه‌اى از « ابوبكر بن حزم » ( عالم مدينه ) خواست احاديث پيامبر خدا را بنويسد ؛

هامش
( 1 ) . تذكرة الحفاظ ذهبى ، ج 1 ، ص 5
( 2 ) . مسند احمد ، ج 3 ، صص 12 و 14
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 138 | محمد طبرى