و صفها بما هي عليه اليوم ) « 1 » ؛ يعنى همانگونه كه در اين حرم ، قبل از ابن نجار تغيير اساسى دادهنشده ، بعد از وى نيز ، تا امروز ؛ يعنى اوائل قرن دهم هجرى كه سمهودى زندگى مىكرده ، هيچ تغيير و تحوّلى در اصل ساختمان آن به وجود نيامده است . د - سرانجام بايد اين نكته را اضافه كنيم : بر خلاف نظر صريح مورخان ، در مورد بانىِ اصلىِ گنبد و بارگاهِ ائمهء بقيع ( مجدالملك ) ، هيچ دليل قابل استناد و تاريخى وجود ندارد كه مؤيد و نشانگر نقش يكى از خلفا و سلاطين در اصل بناى اين ساختمان و ايجاد اين گنبد و بارگاه باشد . و از اينجاست كه مىتوان با اطمينان و تأكيد اظهار نمود ، دو كتيبهاى كه سمهودى از آنها ياد نموده مربوط به تعمير حرم بقيع بوده همانگونه كه خود وى اين مطلب را مورد تأييد قرار داده است .
3 - تعمير حرم ائمهء بقيع به دستور سلطان محمود
تعميرِ سومِ حرم شريف ، متعلق به اوائل قرن سيزدهم هجرى است كه به دستور سلطان محمود ؛ عثمانى انجام گرفته است . فرهاد ميرزا كه در سال 1292 ه . به حج مشرف شده است مىنويسد : تعمير بقعهء مباركه در بقيع ، از سلطان محمود خان ، « 2 » در سنهء يكهزار و دويست و سى و چهار هجرى به دست محمد على پاشاى مصرى و به امر سلطان واقع شد . « 3 » ولى نايب الصدر شيرازى مىگويد : در سردر بقيع ، قصيدهاى طولانى ، به زبان تركى حكاكى شده كه در مصرع آخر آن ، تعمير كننده ، محمود خان وتاريخ تعمير 1233 قيد شده است . اين بود سه مورد از تعميرات حرم بقيع كه با تاريخ روشن و مشخصّات عاملان آنها ، به دست ما رسيده است ، ولى بطور مسلّم تعميرات و اصلاحات به عمل آمده در حرم بقيع ،