بقيع به مناسبت دفن جسد عثمان بن مظعون « 1 » و ابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله « 2 » به آنجا توجه نمودند و عدهاى از صحابه و ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله بتدريج خارها و ريشهء درختهاى موجود در بقيع را قطع و آن بخش را بعنوان آرامگاه خصوصى ، به خانوادهء خود اختصاص دادند و بعضى از اقوام و عشيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله در داخل بعضى از منازل متصل به بقيع دفن گرديدند . با اينكه وضع بقيع با مرور چهارده قرن ، دگرگون شده و از قبور زيادى كه در اين آرامگاه تاريخى به افراد معروف از صحابه و شخصيتهاى اسلامى تعلق داشت ، بجز تعدادى محدود باقى نمانده است ولى در عين حال همين تعداد از قبور نيز مىتواند مؤيد گفتار اين مورخان و بيانگر نظم و ترتيب موجود در آن دوران باشد ؛ زيرا گذشته از اينكه قبور همهء اقوام رسول خدا صلى الله عليه و آله در قسمت غربى بقيع واقع شده است ، هر گروه از آنان نيز به تناسب ارتباطشان با همديگر و انتسابشان به رسول خدا صلى الله عليه و آله در يك نقطهء معين و جايگاه مخصوص و در كنار هم دفن شدهاند ؛ مثلًا قبور ائمهء چهارگانه با قبر عباس و فاطمهء بنت اسد در يك نقطه و در كنار هم و همه يا عدّهاى از همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله « 3 » در يك نقطهء معين و در كنار هم و رقيه و ام كلثوم دختران پيامبر در كنار هم كه مجموع اين بخش به نام « مقابر بنى هاشم » معروف گرديده است ؛ همانگونه كه ساير بخشهاى مختلف بقيع نيز به نامهاى خاصى ناميده شده ؛ مانند « روحاء » و « زوراء » . « 4 »
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٦٢
مطلب دومى كه در اين بحث حائز اهميت است اين است كه طبق دلائل موجود تاريخى پس از هجرت رسول خدا خانهها و منازل مدينه تا بقيع امتداد داشته و بقيع پيش
هامش
( 1 ) . وفات وى در دو سال و نيم از هجرت گذشته ، واقع شده است .
( 2 ) . وفات وى در ذىحجهء سال هشتم هجرى واقع شده است .
( 3 ) . بجز خديجه كه در مكه و ميمونه كه در سرف دفن شدهاند .
( 4 ) . « روحاء » ؛ جايگاه انبساط و راحتى و زوراء ؛ محل توجه و زيارت را گويند . روحاء بخش ميانى بقيع و محلى است كه قبر عثمان بن مظعون و ابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن قرار گرفته و اين تسميه و تفأل از رسولخدا صلى الله عليه و آله بوده كه به هنگام دفن عثمان بن مظعون فرمود : « هذه الروحاء » . تاريخ المدينه ، ج 1 ، ص 100