تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦

« لَنْ اصابَ بِمِثْلِكَ أبداً » ؛ « براى من مصيبتى بالاتر از مصيبت تو نخواهد بود . » و نيز فرمود : « وَ اللَّه ما وَقفتُ مَوقِفاً أغيَظ عَلَىَّ مِن هذا الْمَكان » ؛ « 1 » « به خدا سوگند تا كنون چنين مصيبت سختى بر من روى نداده بود . » در آن حال بود كه فرمود : هم اينك جبرئيل نازل شد و اين مژده را به من داد : « انَّ حَمزة مَكْتُوب في السَّماوات السَّبْع حَمْزَةَ بْن عَبْدالمُطَّلب اسَد اللَّه وَ اسَدُ رَسُولِه » ؛ « 2 » « در آسمان‌هاى هفتگانه نوشته شده است كه حمزه شير خدا و شير رسول خدا است . » و در روايت ديگر از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل شده است كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله جسد عمويش را ديد گريه كرد و چون ديد او را مثله كرده‌اند ، « شَهِق » ، با صداى بلند گريست . « 3 » باز روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله چون بدن مثله شدهء حمزه عليه السلام را ديد ، فرمود : « رَحِمَكَ اللَّه يا عَمّ فَقَد كُنتَ وَصُولًا لِلرَّحِم فَعُولًا بِالْخَيْرات » ؛ « 4 » « اى عمّ ، خداى رحمت كند بر تو كه در زندگيت نسبت به ارحام خود ايفاى وظيفه كردى و آنچه نيكى بود انجام دادى . » 4 - صفيه و پيكر حضرت حمزه عليه السلام ابن اسحاق مىنويسد : صفيه خواهر حمزه خود را به احد رسانيد تا پيكر برادرش را ببيند ، چون خبر به رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد ، به زبير دستور داد كه « أَلْقِها فأرجعها ، لا تَرى ما بِأَخيها » ؛ « برو و مادرت را برگردان تا برادرش را با اين وضع نبيند . » زبير به استقبال مادرش شتافت و گفت مادر ! رسول خدا دستور مىدهد كه بر گردى ، صفيه گفت : چرا برگردم ؟ من شنيده‌ام كه برادرم را مثله كرده‌اند و مىخواهم با پيكر مثله شده‌اش ديدار كنم ولى بدان تحمل همهء اين مصائب در راه خدا سهل است و به هر چه در اين راه پيش آيد راضىام و از خدا پاداش و صبر مىخواهم . زبير چون گفتار صفيه را به رسول خدا عرض كرد ، حضرت فرمود : « خَلِّ سَبيلَها » ؛

هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 123 ؛ كامل بن اثير ، ج 2 ، ص 112 ؛ تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 331
( 2 ) . تاريخ ابن ابى كثير ، ج 4 ، ص 40
( 3 ) . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 54
( 4 ) . همان .
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 356 | محمد صادق نجمى