1 - بقعهء عثمان بن عفان
به طورىكه در منابع تاريخى آمده ، پس از كشته شدن عثمان بن عفان ، از دفن شدن جسد وى در داخل بقيع جلوگيرى شد و طبعاً در خارج بقيع و در طرف شرقى آن ، در محلى به نام « حش كوكب » دفن گرديد . ليكن در دوران معاويه كه مروان بن حكم به حكومت مدينه دست يافت ، ديوار موجود در ميان بقيع و حش كوكب را برداشت و محل دفن عثمان را به بقيع ضميمه نمود و قطعه سنگى را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با دست مبارك خويش برقبر عثمان بن مظعون نصب كرده بود بر قبر عثمان بن عفان منتقل كرد و چنين گفت : « واللَّه لا يكون على قبر عثمان بن مظعون حَجَر يعرف به ! » . « 1 » به هرحال از قبورى كه از دورانهاى دور تازمان تسلّط وهابيان ، داراى بقعه و گنبد بوده همان قبر عثمان است . گرچه تاريخ ساختمان اوّل و همچنين مؤسس و بنيانگذار آن معلوم نيست ولى دو نفر از نويسندگان كه هر دو در اوايل قرن هفتم هجرى مىزيستند ، از وجود چنين بقعهاى در اين تاريخ سخن گفته و آن را تأييد نمودهاند و بايد اين نكته را بر اين سخن تاريخى افزود كه : معمولًا در اين گونه آثار و ابنيه امكان فاصله ساليان متمادى ميانِ « اصل احداث » آنها و « زمان مشاهده و معرفى آن » وجود دارد و ممكن است ساختمانى كه در قرن هفتم معرفى شده ، به قرن پنجم و چهارم متعلق باشد . ابن جبير ( م 614 ه . ق . ) در سفرنامهاش آورده : « و في آخر البقيع قبر عثمان و عليه قبّة صغيرة مختصرة » « 2 » ؛ « قبر عثمان در آخر بقيع واقع شده و در روى آن قبهء كوچكى و بناى مختصرى وجود دارد . »