اولًا ، اين انديشه ناشى از عدم دقت در بافت قرآن است . آيات اين كتاب با يكديگر مرتبط وبه هم پيوستهاند ، قرآن مىفرمايد : اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ . . . ؛ « 1 » خداوند بهترين سخن را نازل كرد ، كتابي [ كه آياتش ] شبيه به يكديگر ومنعطف به يكديگر . . . در أحاديث نيز مىگويد : آيات قرآن يكديگر را تصديق مىكنند « 2 » وپارهاى با پارهى ديگر سخن مىگويند وبر يكديگر گواهى مىدهند « 3 » ؛ بنابراين ، اگر در برخى از اين بناى بههم پيوسته خللى وارد شود ، به تمام آن سرايت مىكند . ثانياً ، اگر به أحاديث تحريفنما گردن نهيم ، در آنها نشانههاى تحريف در آيات الاحكام نيز هست . « 4 » ثالثاً ، ما تنها با آيات الاحكام سروكار نداريم ، بلكه خود فقها نيز در مباحث علم أصول فقه به آياتي غير از آيات الاحكام استناد مىكنند ؛ مانند آيهى « نبأ » ( آيهى 6 سورهى حجرات ) در اثبات حجيّت خبر واحد . « 5 » رابعاً ، مأموريت ما در رجوع به آيات قرآن واز جمله آيات الاحكام وپيروى از أوامر ونواهى آن نيز طبق اخبار است . اين اخبار ، مانند هر خبر ديگر ، پيش از هر چيز بايد با قرآن محك بخورند وبا خلل در بخشي از قرآن ( كه گفتيم به تمام آن سرايت مىكند ) ، كارايى قرآن به عنوان ميزان ومعيارِ صحت وسقم هر نوع خبر وانديشهاى ، ساقط شده ، آن اخبار نيز غير قابل استناد مىشوند .
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 174
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٧٤
هامش
( 1 ) . سورهى زمر ( 39 ) ، آيهى 33 .
( 2 ) . نهج البلاغة ، همان ، خطبهى 1 و 17 .
( 3 ) . همان ، خطبهى 31 .
( 4 ) . فصل الخطاب ، ص 263 و 270 .
( 5 ) . شيخ مرتضى انصارى ، فرائد الأصول ، ص 116 ومحمد كاظم خراساني ، همان ، ج 1 ، ص 105 .