10 . آيا با فرض وقوع تحريف در آيات قرآن مىتوان حجيّت ظواهر قرآن را باور داشت ؟
در واقع اين پرسش به ثمرهى عملي تحريفناپذيرى قرآن مىپردازد . در اينجا دو ديدگاه وجود دارد : گروهى بر اين باورند كه با احتمال تحريف قرآن ودگرگون شدن آيات ، شواهد وقراين درونى براي درك مراد واقعي خداوند از دست مىرود ودر اين صورت ظواهر قرآن در رساندن مراد ومقصود خداوند متعال دچار آسيب شده ، مفسر را به مراد واقعي خداوند نمىرساند . در برابر اين ديدگاه ، گروهى ديگر مىگويند : بر فرض احتمال تحريف در ألفاظ قرآن ، ظواهر قرآن بر حجيّتشان باقىاند ودر رساندن مراد خدا ، خللى به آنها وارد نمىشود . دليل آنان اين است كه در برابر اخبار تحريفنما ، اخبار بىشمارى بر وجوب پيروى از همين قرآن وپذيرش احكام آن در دست ماست ، ووجه جمع اين اخبار با اخبار تحريفنما - در صورت صحت - اين است كه اگر تحريف به زيادى ونقصان در قرآن رخ داده باشد ، مُخلّ به مقصود باقي ماندهى قرآن نيست وإلّا معصومان عليهم السلام ما را به پيروى از همين قرآن فرا نمىخواندند « 1 » . برخى از فقها بر اين استدلال چنين افزودهاند : اگر فرض كنيم در قرآن بر اثر تحريف رخنهاى باشد ، چون علم ما به صورت اجمالي است ويقين نداريم اين رخنه ، در ظواهر قرآن ، كه مفسر با آن سروكار دارد ، رخ داده است ( شايد در نصوص ودر مبهمات و . . . قرآن باشد ) ، ظواهر قرآن بر حجتش پابرجاست وبر فرض هم كه در ظواهر قرآن خللى باشد ، باز به صورت علم اجمالي است وبه طور يقين نمىتوان گفت كه اين خلل در آيات الاحكام كه مأمور به رجوع به آنها هستيم ، مىباشد « 2 » .