بحث نمىكنند - و اصول عملى هم از نصوص كتاب و سنت پيداست . « 1 » اختلاف ما با اكثر علما در مسائل فقهى از ساير علوم بيشتر است ، و تمامى اينها مبناى قرآنى دارد ، در تفسير سى جلدى « الفرقان » در همهى اين موارد بهتفصيل سخن رفته است . و از نظر فقهى نيز علاوه بر تفسير ، در كتابهاى « تبصرةالفقهاء » « اصول الاستنباط » « تبصرةالوسيلة » « على شاطىء الجمعة » و . . . بهزبان عربى ، و نيز در « رسالهى توضيحالمسائل نوين » « فقه گويا » « اسرار ، مناسك و ادلّهى حجّ » « مفتخواران » و . . .
مباحث مهم فقهى قرآنى را مطرح كردهايم . تمامى اين اختلافات برمبناى اصالتِ دلالت قرآنى است كه آنرا « ظنّىّ الدّلالة » تلقّى كردهاند ! با آنكه در فصاحت و بلاغت ، در بالاترين اوج است .
اين خادم كوچك قرآن ، تمامى علوم حوزوى منتسب بهاسلام را - كه نزد بزرگترين علماى نيم قرن دريافتهام - از آغاز در حاشيهى قرآن قرارداده و رفته رفته بهاختلاف وسيع اين علوم با قرآن پىبردهام ، و بسيار شده كه با علماى بزرگ گفتوگو كردهام و حتى يكبار هم محكوم نشدهام ، و نوعاً معترفند كه علوم و معارف قرآنى در حوزهها چندان اصالتى ندارد . و معتقدم كه مهمتر از انقلاب سياسى مرحوم امام ، بايستى انقلاب قرآنى در همهى ابعاد علمى ، سياسى و . . . تحقّق يابد . اينجانب ادلّهى اسلامى را ويژهى قرآن و سنّت مىدانم و محور اصلى هم در اين
هامش
( 1 ) - كتاب « اصولالاستباط » ويژه مباحث ضداصول حوزوى است .