2 - حقوق ويژهى مردان بهحساب ويژگى جنسى و نيروى مردانگى ، كه هرگز تبعيضى عليه زنان نيست .
3 - حقوق ويژهى زنان نيز بههمين ميزان بوده و تبعيض عليه مردان نيست . بنابراين در اينحقوق ويژه ، هريك از زنان و مردان برمبناى مصلحت فردى و اجتماعى خود از حقوق مناسب با خودشان بهرهمندند .
چنانكه در حقوق مشترك نيز هر فردى تنها حق بهرهگيرى از مقدار كوشش خود را دارد .
نقد مادهى 1 : وجه تمايز برمبناى تمايز جنسيت ، خود وجهى است عادلانه كه نفى آن ، خود بىعدالتى نسبت بهطرفين است ؛ يعنى تحميل ويژگىهاى زنان بر مردان و بالعكس ، ستمى است بر هر دوى آنان ، و تنها آزادىهاى حياتبخش انسانى با حفظ عفاف زنان مشترك است كه در زمينههاى سياسى ، فرهنگى ، اجتماعى ، اقتصادى و مدنى ، حقوقى مشترك دارند .
نقد مادهى 2 : اين ماده در كليهى مواردش برمبناى نسخِ كلِ تبعيضات عليه زنان است ، در حالىكه بعضى از تبعيضاتى كه عليه آنان شمرده شده در حقيقت عليه آنان نيست ؛ اگر بهنفع آنان نباشد ، مانند مقرراتى كيفرى . . . در حالىكه خونبهاى زن كمتر از مرد است البته نه از نظر كاستىِ روحى بلكه از اين جهت كه تعداد زنان بيشتر از مردان و توليد مثل مردان و نيز قدرت و وظيفهى ادارهى امور اقتصاديشان بيشتر از زنان است بنابراين ارزش بدنى زنان حداقل نصف مردان است ، و بالاخره برابرى
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٠٠