تخفيف من ربكم و رحمه . . . » اين آيه نص است بر اينكه اگر چيزى از قصاص يا خونبها از طرف اولياى دم بخشوده شد بر همگان پيروى از اين عفو لازم است و حتى قاتل نيز نمىتواند خواستار اعدام خود شود ، و حال كه برخى از اولياى دم قاتل را عفو كردهاند پيروى از اين عفو بر همگان لازم است و نيازمند به ديگران نيست . ولى پيش از آن برمبناى آيه : « . . . فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه به مثل اعتدى عليكم . . . » نحوهى قصاص معين شده است كه بايد همانند عمل مجرم باشد نه هر آنچه اولياى دم درخواست كنند و در صورت ، خواست اولياى دم : درباره قصاص قاتل به گونه حلقآويز شدن ، معتبر است كه قاتل ، مقتول را حلقآويز كرده باشد ولى اگر وى ، مقتول را با اسلحه گرم يا سرد يا چيز ديگرى به قتل رسانده باشد بايد با همان وسيله قصاص شود و حلقآويز نمودن وى حرام است مگر در صورتى كه با درخواست اولياى دم ، بتوان با وسيلهاى كمتر از « مثل » او را قصاص كرد .
ب - حكم قصاص در مرحله مذكوره ، بايد تا تحقق شرط ، معلق گردد و اگر شرط محقق شد قصاص به كلى ساقط مىشود و اگر در زمان يا شرط مقرر ، معلق عليه ، انجام نگرديد قصاص محقق است زيرا عفو مزبور ، عفو قطعى نبوده است و اگر مانند مسئلهى قبل ، عفو قطعى بود ترك قصاص هم قطعى خواهد بود و لكن چون عفو « معلق » است اگر « معلق عليه » انجام شد قصاص هم قطعاً ساقط است و الا قصاص در حالت عادى خود انجام خواهد شد .
پرسش و پاسخهاى احكام قضايى بر مبناى قرآنى (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٤