گردد ، كه تنفرى طبيعى دارد : و يا خودْ از محرماتِ رسمى باشد .
مسألهى 92 - دربارهى نجاست اهل كتاب ، و بهويژه مشركين و ماديين سخن بسيار است ، ولى نه - چنان كه گذشت - تنها هرگز دليلى از كتاب و سنّت بر نجاستشان نيست ، بلكه آياتى مانند « وَطَعامُالَّذينَ اوتُواالكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ . . . » « 1 »
« خوردنىهاى كسانى كه كتاب داده شدهاند براى شما حلال و خوردنىهاى شما هم بر آنها حلال است » آيهى فوق آنها را ذاتاً پاك دانسته .
و « طعام » كه هرگونه خوردنى بلكه آب را نيز - برحسب قرآن - و تمامى غذاهاى سفره را دربرگرفته كه بيشترش « تَر » است ، و طبعاً بادست با آنها تماس مىگيرند ، پس چگونه نجس مىباشند ، مگر آنكه خود را يا طعامشان را متنجّس كنند يا خود - مانند گوشت خوك كه نجس و حرام است - كه مسلماً در اين صورت طعامِ مسلمان هم متنجّس يا نجس است .
مسألهى 93 - تصرف در اموال ديگران كلًا حرام است مگر با اجازهى درست ، بهجز خوردنىهاى عادى از خانههاى زن ، شوهر ، فرزند ، ابوين ، خواهر ، برادر ، عمو ، عمه ، دايى و خاله ، يا از خانهاى كه بهكلى در اختيار شما است ، و يا دوستتان ، كه بدون اجازه هم حلال است ، مگر در صورت منع ، كه آنهم به جز در صورت ضرورت نبايد منع كنند زيرا اين رابطهى نزديك را برهم مىزند ، ولى ساير خوردنىها همچون حقالماره ناحق است كه ميوهاى را بههنگام مرور از مرز باغستانى بخورى ! زيرا از آيهى تحليل برون است .
هامش
( 1 ) - سورهى مائده ، آيهى 5 .