جان حيوانات گرچه آنها را به مصرف رسانى ، چنانكه در صورت ضرورت زندگيتان هم اگر اين گوشتها را مصرف نكنى ، چنان صيدى هم حرام است .
و در صيد دريايى تمامى ماهىها حلالند - چه شما صيدشان كنى و يا خود از آب برون افتند - زيرا در هر دو مرحله صيدند گرچه بدانى فلس و پولك ندارند ، و تنها كافى است كه ماهى در آب نمرده باشد ، ولى اگر در اثر ضربهاى بميرد در هر صورت حلال است ، چنانكه اگر در آب هم مردنى باشد و پس از لحظاتى ، بيرون از آب بميرد حرام است ، كه بالاخره مرگِ مستند به آب حرامش مىكند - كه طبعاً در اثر بيمارى است - و نه هرگونه مرگى كه در آب رخ دهد .
مسألهى 86 - هرگز در هيچ صيدى ، مسلمان بودن شرط نيست ، و تنها گفتن « بسماللَّه » در صيد غيردريايى شرط است ، و حيوان درندهاى را كه براى صيدى مىفرستى ، چه هوايى و چه زمينى ، تنها بايستى كارآزموده باشد كه « وَما عَلَّمْتُمْ مِنِالْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ » « 1 » ويژگى را از سگهاى شكارى برون برده ، زيرا « مُكَلِّبينَ » صفتِ تعليمدهندگانِ به حيوانِ صيّاد است و نه خودِ حيوان درنده ، كه شما بايد به اين حيوان صيد كردن را بهگونهاى انسانى - حتىالامكان - بياموزيد و همين معناى « مكلبين » است كه فاعل در تعليم زندگى انسانى است ، و نه خود سگ و مانندش !
مسألهى 87 - در « ذَبْحِ » حيوانات حلال گوشت هم بهجز « بسماللَّه » و رو بهقبله بودن و بريدن رگهاى حياتى در گردن شرطِ ديگرى - مانند مسلمان بودن - نيست ، و بريدن گردن هم ويژگىِ خاص ندارد ، كه از هر سويش ببُرى كافى است ، جز آنكه چون از طرف جلو براى حيوان
هامش
( 1 ) - سورهى مائده ، آيهى 4 .