او يافته تا از اصل ، ارث ببرد ؟ ! وانگهى قيمت خانهى مسكونى هم از اصل مال است و نه فرغ منقولش ، بلكه اصل مال هر دوى غيرمنقول و منقول را در بردارد ! البتّه ما در تفسير « الفرقان » حدود بيست ايراد بر اينگونه استدلالات گرفتهايم .
مسألهى 95 - در باب « حق » يتيمان و تهيدستانى هم كه بههنگام تقسيم حاضر باشند در عين آنكه از وارثان رسمى نيستند ، ولى در حاشيهى ارثبران بايستى مورد عطوفتِ مالى و اخلاقى وارثان قرار گيرند كه « وَاذا حَضَرَالْقِسْمَةَ اْولُواالْقُربى وَالْيَتامى وَالْمَساكينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْروفاً » « 1 »
« و آن هنگام كه نزديكتران ( غيروارثان ) و يتيمان و مسكينان ( غيروارث ) در تقسيم ارث حاضر شوند پس چيزى از ميراث به آنها بدهيد و با گفتارى پسنديده با آنها سخن بگوييد » .
و در آيهى بعدى كسانى را كه بخشى از ارث را به اينان ندهند با تهديدى شديد روبرو ساخته كه « وَلْيَخْشَالَّذينَ لَوْتَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافوا عَلَيْهِمْ . . . » « 2 » « و بايد كسانى ( از تاركان اين حق ) كه بازماندگانى ضعيف دارند و نسبت به ناداريشان نگرانند ، از ترك حق اينان همچنان بترسند و همواره حقوقشان را مراعات كنند »
گرچه به اين آيه هم مانند بعضى از آياتِ ديگر ، بسيارى از مسلمانان عمل نكردهاند !
مسألهى 96 - دربارهى پسرانِ دختر - بر خلاف آنچه گفته مىشود - سهمالارث همان دو برابر دخترانِ پسر است ، زيرا « يُوصيكُمُاللَّهُ فى أوْلادِكُمْ
هامش
( 1 ) - سورهى نساء ، آيهى 8 .
( 2 ) - سورهى نساء ، آيهى 9 .