مسألهى 33 : حج - كه در اصطلاح كتاب و سنّت در اصل طواف خانهى خداست ، شامل هر دوى حج و عمرهى اصطلاحى مىباشد ، كه آن حج اكبر است و عمره حجِ اصغر .
مسألهى 34 - استطاعت حج يا عمره تنها اين است كه مكلف بتواند آنها را بهگونهاى انجام دهد كه زندگيش از هم نگسلد ، لذا مىبينيم در آيهى « حج » پيادگان بر ديگران مقدم شدهاند :
« و أذِّنْ فىالنّاسِ بِالْحَجِّ يَأتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ . . . » « 1 » كه « رجالًا » ، در اينجا پيادگانند . و در آيهى ديگر خداى سبحان مىفرمايد :
« وَلِلَّهِ عَلَىالنَّاسِ حِجُّالْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إلَيْهِ سَبيلًا » « 2 » : هر كه به راه شرعى بتواند بايد حج را انجام دهد » ، و اگر هم « حرج » باشد كه تمامى نيروى شما مصرف شود ، اينجا واجب نيست زيرا : « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِىالدّينِ مِنْ حَرَجٍ » « 3 » بلكه مستحب است چون : « فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ » « 4 » و « حج » كه به خودى خود خير است ، براى كسانى كه پُر زحمت و طاقتفرسا انجامش دهند ، بهتر است ، بلكه چنان تحملى كه حرجى است و ضررى هم ندارد مورد تشكر خدا است كه : « . . . فَانَّاللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌ » « 5 » و اينجا حكمِ تجديد حج پس از استطاعت بر خلاف حكم خدا و كفران چنان خيرى است ، كه با زحمت فراوان انجام شده .
مسألهى 35 - يكى از اركانِ احرام ميقات است ، كه قبل يا بعد از ميقات حرام و باطل مىباشد ، و نذرِ مُحرم شدن پيش از ميقات هرگز اين بدعت را شرعى نمىكند ، مانند تكبيرةالاحرام نماز پيش از وقتش .
مسألهى 36 - عبور از نخستين ميقات ، احرام را از همان ميقات لازم
هامش
( 1 ) - سورهى حجّ ، آيهى 27
( 2 ) - سورهى آل عمران ، آيهى 97
( 3 ) - سورهى انفاق ، آيهى 78 .
( 4 ) - سورهى بقره ، آيهى 184 .
( 5 ) - سورهى بقره ، آيهى 158