ولى آب در مورد خصوص دواب جاى دو احتمالست :
1 - مقصود همان آب معمولى باشد ، و شايد سبب تخصيص بدواب اين بوده كه نيازمندى آنها به آب بيشتر و اهميت آب در زندگى آنها روشنتر است .
2 - مراد از آب نطفهء جانورانست ، و شايد سبب تخصيص به غير پرندگان اين بوده كه عموم پرندگان از تخم برون ميآيند نه آنكه از آب نطفه بطور مستقيم ، گرچه برخى از آنها هم زايمان مستقيم دارند ، ولى غير پرندگان عموما از آب منى و نطفه پديد مىشوند ، بجز برخى از آنها چنان كه در جاى خود خواهيم دانست .
احتمال اين هم ميرود كه لفظ ماء دربارهء خلقت دواب شامل هردو نمونه آب باشد كه : هم اصل وجودشان از يكنوع آبست ( آب معمولى ) و هم پديد آمدن نسلشان از آب نطفه ، كه نوع خاصى از آبست مىباشد .
بايد گفت : آياتى كه لفظ ماء را دربارهء آفرينش نوع انسان بدون قيد ياد كرده ( ماء - آب ) در آنگونه آيات شامل هردو نوع آب مىباشد ، و قدر مسلم آب معمولى مراد است « 1 » . ولى در آياتيكه ماء ببرخى از قيود مانند « مهين » ، « دافق » مقيد گرديده روشن است كه در اين گونه موارد مقصود نطفهء آدميست ، كه نسل وى از آن پديد ميگردد .
و جاى ترديد نيست كه آيات آفرينش انسان از آب و از خاك منافاتى با يكديگر ندارند ، و جمع ميان آن دو از اصل پديد شدن انسان نخستين در فرمايش الهى :
« إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ »
آشكار است . يعنى مادهء نخستين خلقت انسان اول از مجموع آب و خاك بوده ، نه از يك جزء ديگر .
هامش
( 1 ) - مانند :وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ. و همچنين :وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍكه نوع انسان هم مشمول كلمهء حى ( زنده ) و هم دابة ( جنبنده ) است .