و تنها چيزى كه در نظر محققان ارجمند است حقايقى است كه همراه برهانهاى قانعكننده باشد ، گرچه طرفدارش بسيار اندك است .
طنطاوى آيهء ذيل را براى اثبات فرضيهء جدا شدن زمين از خورشيد استخدام كرده است :
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ * وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
[ الانبياء 32 ] .
آيا كافران ندانستند كه : آسمانها و زمين مدت زمانى پيوسته بودند ، و سپس ما آنها را گشوديم ، و هر موجود زندهاى را از آب آفريديم ، آيا ايمان نميآورند ؟ و در زمين كوههاى عميق نهاديم تا آنها را از اضطراب و سقوط نگهدارند .
طنطاوى از آيات فوق بدينگونه نتيجه گرفته است كه : زمين با خورشيد پيوست بود ، و سپس از آن جدا گشت ، چنان كه در نزد علماى غرب نيز ثابت و مسلم است كه زمين جرقهاى از خورشيد مىباشد .
نگارنده براى اينكه حقيقت مطلب در اين آيات به خوبى روشن شود و نادرستى سخنان شيخ طنطاوى و هم مسلكانش هويدا گردد ، با تأييد الهى بتفسير و تحقيق پيرامون آيات مذكوره مىپردازد .
رتق و فتق زمين و آسمانها :
سررشتهء سخن در اين آيات اينستكه : رتق و فتق زمين و آسمان يعنى چه ؟ .
رتق از نظر لغت بمعنى پيوستن ، و فتق گسستن پيوند و باز كردن آنست .
اينك بايد ديد جنس زمين و همچنين آسمان در چند مرحله پيوستگى داشته تا گشايش اين پيوستگىها روشن گردد .