ولى از لحاظ آنكه موقعيّت اين خورشيد در جنب خورشيدهاى بزرگى كه هزاران برابر آن نور و وسعت دارند ، بسيار ناچيز است ، خيلى دور و غيرقابلقبول به نظر ميرسد ، كه اين خورشيد بعنوان نور آسمان معرفى شود مگر آنكه مقصود از بيرون آوردن نور آسمان اين باشد كه مواد گازى آسمانى تراكم يافته ، و تودهاى بسيار عظيم و فشرده از گازهاى نورانى و روشن پديد شد ، كه همان تودهء گازى پيش از تشكيل طبقات نوربخش جو آسمانى و زمين ما بوده ، و پس از پديد آمدن طبقات آسمانى نسبت به ساير ستارگان سمت مادرى داشته و ستارگان از آن تولد يافته باشند .
أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها
از اين دو گونه تعبير در پيرامون شب و روز آسمان ، چنان مينمايد كه گاز آسمانى در آغاز دچار تاريكى سطحى گرديد ، كه در اثر برخورد اين گاز داغ و درخشان با فضا پديد شده بود « اغطش ليلها - پوشانيد شب آسمانرا » يعنى تاريكى سطحى اين گاز نخستين جرم نورانيش را آنچنان پوشانيد كه شب روز را مىپوشاند .
سپس
« وَ أَخْرَجَ ضُحاها »
روز آسمانرا پس از حجاب نخستين از لابلاى پردهء شب برون آورد - بدينمعنى كه جرم درخشان داغ اين گاز را از حجاب ديگر بخشهايش كه بتاريكى و سردى گرائيده بود ، برون آورده و جدا ساخت .
نتيجه : دليل قاطع و روشنى بر تقدّم آفرينش اين خورشيد بر زمين ما در دست نيست ، و تنها موجودى بسيار نورانى بطور مبهم و مرموز شناختيم كه پيش از تكميل زمين « 1 » ( و نه آنكه قبل از پيدايش آن ) و پيش از تشكيل طبقات آسمانى در جو آسمان پديد آمده .
هامش
( 1 ) - يعنى پيش از آغاز حركت زمين و پديدار شدن آثار زندگى از قبيل آب و نباتات« وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها - أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها ».