در چهار دوران كوهها و بركات و اقواترا در زمين پديد آورديم . . . سپس دخان آسمان را بهفت بخش تقسيم نموديم .
در نتيجهء « دحو الأرض » « 1 » چرخش و گردش زمين و آفرينش كوهها و آبها و درختان در زمين ، اينها همه پس از بناء و تسويهء دخان آسمانى بوده ، نه اينكه پس از تشكيل طبقاتش كه از تكامل زمين عقبتر بوده است ، تا چه رسد از خلقتش .
اما اينكه آفرينش جرم نخستين زمين و يا دخان آسمان كداميك پيشتر بوده هنوز دليلى قاطع بر هيچيك نيافتهايم . . . و تنها چيزى كه مىدانيم اينست كه هر دو از مادرى بنام « ماء » در اثر يك يا دو انفجار تولد يافتهاند ، و دليلى هم كه نظر دومين را ( دو انفجار را ) تأييد كرده بود ، پديد شدن زمين را نتيجهء انفجار نخستين ميدانست « 2 » .
اكنون بايد ديد معنى ايجاد تاريكى شب ، و روشنائى روز در آسمان چيست ؟
اين گونه تعبير طبعا مقتضى اينست كه آسمان قبل از تشكيل طبقات چراغى داشته كه گاهى خاموش و هنگامى هم روشن ميشده ، و اين طلوع و غروب نسبت به تمامى جو گازى آسمان نبوده ، بلكه طبعا ببعضى از كرات بوده كه طلوع و غروب آن ايجاد روز و شب در آن كرده مىنموده است ، و ما آنهنگام تنها زمين خود را ميشناسيم كه بمقتضاى دلالت آيات گذشته وجود داشته است .
روى اين اصل دور نيست كه مقصود از چراغ آسمان خورشيد باشد ، چنان كه در تفسير على بن ابراهيم « 3 » گويد :
أَخْرَجَ ضُحاها
امام فرمود : يعنى خورشيد
هامش
( 1 ) - چنان كه مفصلا معناى آن در بحيى مخصوص خواهد آمد .
( 2 ) - خبر كلينى در روضه كافى از حضرت باقر ( ع ) .
( 3 ) - نقل از تفسير برهان ج 4 ص 425 .